ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٧ - ١٧
از گرو در آوردهاند- از مجلسى ره).
تو از اين تعجب كنى كه رضا و طاعت و خير خواهى خداوند پذيرفته نباشد و موجود نگردد و مفهوم نشود جز در بندههائى آواره و بر كنار از اجتماع مردم كه مردم آنها را به باد مسخره گيرند به خاطر اين كه آنها را بارتكاب كار زشتى و منكرى متهم سازند و چنين گفته ميشد كه:
مؤمن مؤمن نباشد تا در نزد مردم مبغوضتر باشد از لاشه گنديده الاغ.
شرح- مقصود اينست كه مردم سفيه و نادان كه دنيا طلب و پيرو حكومت و عقيده باطلند نسبت باهل حق نظر دشمنى و عداوت مقرون با سفاهت دارند و هر گونه اهانتى را مرتكب ميشوند و حكومت ناحق هم از آنها طرفدارى ميكند و شخص مؤمن بايد با كمال صبر و برد بارى اين اهانتها را تحمل كند چنانچه دشمنان حضرت عيسى وقتى او را گرفتار كردند انواع اهانت را بر او روا داشتند و چون محمد بن ابى بكر گرفتار طرفداران معاويه شده او را در شكم الاغ مردهاى كردند و آتش زدند.
دنباله حديث ١٧ و اگر نبود كه بتوهم بلا و گرفتارى سخت ميرسيد مانند آنچه بماها رسيده و بسا كه تو فتنه و سختگيرى مردم را مانند عذاب خدا تصور ميكردى و از عقيده خود بر ميگشتى (بواسطه اينكه تحمل آن را نداشتى)- من تو را و خودمان را در پناه خدا ميگذارم از برگشت از عقيده حق بواسطه فتنه مردم- هر آينه با دورى مقامت بما نزديك ميشدى.
شرح- مقصود اين است كه زمان سختى است و حكومت در دست دشمن بيرحمى است و هيچ گذشت و مراعاتى ندارد و اگر تو رسما بما نزديك شوى و گرفتار دشمن گردى بسا كه تو را چنان عقوبت كنند كه از عقيده خود برگردى و در حال حاضر بايد كاملا عقيده خود را نهان دارى و خود را بظاهر از ما دور نگه دارى.
يا مقصود اين است كه هر مرتبهاى از قرب بمقام معنوى ما در گرو آزمايشها و گرفتاريهاى بسيار سختى است از طرف خداوند كه بسا تو تاب و توان آن را ندارى و مايه سستى و درماندگى تو مىشود.