ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٥ - ١٦
شبش روشن است و هم روزش و خود او بدعتى در آنها پديد نكرد و سنت و روش حقيرا تغيير نداد و جز دستور صريح قرآن و فرمان خدا را بكار نبست و در دوران او خلاف و اختلافى نبود در نظر مردم و چون خطاها و اشتباهات مردم آنها را در پرده تاريك خود فرو گرفت از دو پيشوا پيروى كردند و به دنبال دو رهبر گرائيدند كه:
يكى از آنها بسوى خدا و حق تبارك و تعالى دعوت ميكرد و ديگرى بسوى دوزخ در اين هنگام بود كه شيطان بسخن آمد و بزبان دوستان و طرفداران خود فرياد شرا بلند كرد و ياوران سواره و پياده به دنبال او فراوان شدند و در مال و فرزند مردم شركت جست آن كسانى كه شريك او شدند و او را بشركت در زندگى خود پذيرفتند و بدعت را بكار بستند و از حكم كتاب خدا و سنت پيغمبر (ص) بيكسو شدند ولى دوستان خدا حجت و دليل را بر زبان آوردند و بكتاب خدا و مطابق حكمت و صلاح عمل كردند و از آن روز بود كه در محيط اسلام اهل حق و باطل به دو دسته مشخص از هم جدا شدند و اهل حق هم- ديگر را يارى نكردند و دل بصلح و سازش نهادند (دل به دوستى و رفاقت هم دادند خ ل) و اهل ضلالت و گمراهى بيارى يك ديگر بر خواستند تا جماعت و اكثريت با فلان و همكاران او شد اين دسته را خوب بشناس و و دسته ديگر را هم برأى العين ببين كه نجباء و برگزيدههاى خدايند و بدانها بچسب و پايدارى كن تا باهل خود برسى (يعنى تا در آخرت بانبياء و ائمه و مؤمنين برسى كه اهل نجات و اهل بهشتند از مجلسى- ره) زيرا زيانكاران براستى همان كسانيند كه خود و خاندان خود را زيان كار نمودند در روز قيامت هلاكه زيان آشكار همين است.
در اين جا روايت حسين بن محمد اشعرى بپايان ميرسد و در روايت محمد بن يحيى اين زياده موجود است:
دانستن طريق و روش حق از آن آنان است (يعنى اهل حق) و اگر بلا و گرفتارى هم دارند تو نبايد آن را بنظر آرى زيرا اين از راه امتحان و آزمايش خلقست و دليل ناحق بودن آنها نيست و اگر مردم.