ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٣ - ٦
بامدادان در محل بنام احجار الزيت انجمن شويد و براى نشانى همه سرها را تراشيده باشيد و خود امير المؤمنين (ع) هم سرش را تراشيد و از آن جمع با سر تراشيده حاضر وعدهگاه نشدند جز ابو ذر و مقداد و حذيفه بن يمان و عمار بن ياسر و سلمان هم در آخر آنان رسيد و آن حضرت دست به آسمان برداشت و فرمود:
بار خدايا اين مردم مرا خوار شمردند چونان كه بنى اسرائيل هارون را بار خدايا تو دانى آنچه نهان داريم و آنچه عيان داريم و هيچ چيزى در زمين و نه در آسمان بر تو پنهان نيست مرا مسلمان از دنيا بر و بنيكان برسان.
هلا سوگند بخانه كعبه و آنكه دست بكعبه سايد (و هم در نسخه ايست كه) و هم سوگند بمزدلفه و گامهائى كه براى رمى جمره بر دارند اگر نبود سفارش و عهدى كه پيغمبر امى بمن كرده است من همه مخالفان را بدره مرگ ميانداختم و بر آنها باران برق خيز مردن ميفرستادم و بهمين زودى خواهيد دانست.
شرح- از مجلسى «ره»-
«على الموت»
يعنى متعهد شوند كه آماده يارى باشند و او را يارى كنند تا بميرند و كشته شوند، فيروزآبادى گفته است احجار الزيت مكانى است در مدينه.
٦-
از محمد بن سليمان از پدرش گويد من نزد امام صادق (ع) بودم كه ابو بصير نفس زنان شرفياب شد و چون بجاى خود نشست امام صادق (ع) باو گفت اى ابا محمد چرا باين تندى نفس ميزنى؟ در پاسخ گفت: قربانت يا ابن رسول اللَّه پير شدم و استخوانم باريك شده و مرگم نزديكست و نميدانم در آخرت چه وضعى دارم؟