ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٠ - ٥
را آفريده است از او نيروى تازه نگرفته و پيش از آنكه چيزى را پديد آورد ناتوان نبوده است و پيش از آفرينش هر چيز هراس نداشته و از تنهائى خود نگران نبوده، بچيزى نماند و پيش از آفرينش خود بىسلطنت نبوده و پس از آنكه هر چه آفريده بروند هم بىسلطنت نشود، معبودى بوده زنده نه بزندگى عرضى، و مالك بوده پيش از آنكه چيزى را بيافريند، و مالك است پس از آفرينش كون براى خداوند نيست چگونگى مكان، و نه اندازهاى كه شناخته شود و چيزى هم بدو نماند كه نمونه داشته باشد هر چه بماند پيرى ندارد و از ترس ديگرى ناتوانى نگيريد او از چيزى نترسد چونان كه آفريدههايش از چيزى بترسند ولى شنوا است بىگوش و بينا است بىچشم و توانا است بىنيروئى از خلقش و ديده بينندهها او را نيابد و در گوش شنوندهها نگنجد هر گاه چيزى خواهد، مشورت و كمك و كسب اطلاع از ديگرى لازم ندارد و هر چه را از خلق خود خواهد از ديگرى نپرسد و كسب تكليف نكند ديدهها او را در نيابند و او ديدهها را در يابد و او است لطيف و خبير.
و من گواهم كه نيست شايسته پرستشى جز خدا تنها است، شريك ندارد و من گواهم كه محمد «ص» بنده و رسول او است او را براى رهبرى فرستاده و بكيش درست، تا او را بر همه كيشها چيره سازد و گرچه مشركان را بد آيد و او رسالت خود را تبليغ كرد و راه دلالت را براى خلق آماده ساخت.
شرح- از مجلسى «ره»- قوله
«و لا كان لكانه»
اين تعبير طبق لغت «ابى الحرث بن كعب» را شايد كه واو ساكن را بخاطر فتحه ما قبل الف گويند يعنى بود او را كونى نباشد يعنى وجود زائد بر ذات خود ندارد و يا مقصود اينست كه وجودش چون وجود ممكنات نيست كه داراى كيفيت باشد.