ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٦ - ٤
بر آورد آرزو. بايد بدانيد كه خدا عز و جل شداد بن عاد و ثمود بن عبود و بلعم بن باعور را هم مهلت داد و نعمتهاى ظاهر و باطنه خود را بر آنها شايان نمود و با اموال و عمرهاى طولانى بدانها كمك كرد و زمين بركات خود را بدانها ارزانى داشت تا بلكه ياد آور نعم خدا شوند و فرمان ايست او را بفهمند و بدرگاه او باز گردند و از سر بزرگى و استكبار باز ايستند و چون مدت آنها بسر رسيد و لقمه روزى آنها بپايان گرائيد خدا عز و جل آنها را گرفت و از بن بر انداخت برخى را سنك بر سر باريد و جمعى را صيحه آسمانى در گرفت و هلاك كرد و جمعى ديگر را ابر آتش بسوخت و بعضى را زمين لرزه نابود كرد و جمعى را زمين در خود فرو برد و خدا نبود كه بدانها ستم كرد ولى خودشان بودند كه بخود ستم كردند.
هلا راستى كه هر مدتى ثبت است و چون برگ ثبت بسر رسيد اگر براى تو عيان شود كه ستمكاران در چه فرود شوند و زيانكاران را چه بسر مىآيد بدرگاه خدا عز و جل خواهى گريخت از آنچه آنان در آن ميمانند و بدان ميرسند.
هلا راستى كه من در ميان شما چون هارونم در آل فرعون و چون باب حطه در بنى اسرائيل و چون كشتى نوح در قوم نوح منم نباء عظيم و صديق اكبر و در اندك زمانى خواهيد دانست آنچه را كه بشما وعده شده است و آيا اين حكومت شما جز بمانند يكدم ليس خورنده و مزهچشى نوشنده است و چون يك فرود شدن سر چرت زن سپس هلاكتها گردن گير آنها است تا در دنيا رسوا باشند و سپس در روز رستاخيز بسختترين عذاب برگردند و خدا غافل نيست از آنچه ميكنند.
چه سزائى دارد آنكه راه و روش خود را وارونه كرده و حجت و دليل خويش را منكر شده و با رهبرانش مخالفت نموده و از روشنى پيش پايش رو بر تافته و خود را بتاريكى انداخته و آب را