ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٦٩ - ٢٣٤
جزرى گفته است طيره بكسر طاء و فتح ياء است و گاهى ياء ساكن گردد و آن بمعنى بد فالى و شوم دانستن چيزيست.
قوله
«و لا هامة»
جزرى گفته در حديث است كه لا عدوى و لا هامة، هامه بمعنى سر است و نام پرندهاى است و مقصود حديث همان معنى دومست و اين براى آنست كه عرب بدان فال بد ميزدند و آن از پرندههاى شب است و گفتهاند همان جغد است.
و گفتهاند كه عرب مىپنداشتند هر كه كشته شد و براى او خون خواهى نشد جانش پرندهاى مىگردد بنام هامه و مىآيد و فرياد ميكشد اسقونى اسقونى- مرا آب دهيد و چون انتقام او گرفته شد ميپرد؟
و گفتهاند عرب معتقد بودند كه استخوان مرده و يا روحش هامه مىشود و ميپرد و آن را صداء هم ميگفتند و اسلام آن را هم ابطال كرد و از آن غدقن نمود.
قوله
«و لا شوم»
اين عبارت همان تاكيد عبارت گذشته است.
قوله
«و لا صفر»
جزرى گفته در حديث است كه لا عدوى و لا هامة و لا صفر.
عرب مىپنداشتند كه در شكم مارى است بنام صفر كه چون انسان گرسنه مىشود او را ميگزد و مىآزارد و اسلام آن را ابطال كرده است و برخى گفتهاند مقصود از آن ابطال نسىء است كه در جاهليت رسم بوده است و آن پس انداختن محرم بوده است براى ماه صفر كه ماه صفر را ماه حرام و محرم ميناميدند و اسلام آن را ابطال كرده است.
و برخى گفتهاند مقصود از اين عبارت نفى هموم و نحوست شهر صفر است كه ميان مردم معروف بوده است.
و محتملست مقصود از آن نهى از سوت زدن باشد زيرا امام جز اين پاسخى بسؤال از آن نداده است و اين بعيد است و ظاهر اينست كه راوى جواب آن را ذكر نكرده و برخى اخبار بر كراهت آن دلالت دارد.
قوله
«لا رضاع بعد فطام»
يعنى پس از اينكه دو سال از سن كودك گذشت و دوران شيرخوارگى او بسر رسيد اگر از شير زنى بخورد رضاع محقق نشود و آثار آن مترتب نگردد و موجب نشر حرمت نيست.
قوله
«و لا نعرب بعد هجره»
يعنى پس از هجرت بمدينه و پيوستن بحوزه پيغمبر روا نيست كه از آن دست برداشت و به بياباننشينى و چادرنشينى برگشت و در بسيارى از اخبار آن را از جمله گناهان كبيره شمرده است.
قوله
«و لا صمت يوما الى الليل»
يعنى جائز نيست كس روزه خاموشى بگيرد و متعبد شود كه يك روز تمام سخن نگويد چنانچه در امتهاى گذشته مشروع بوده است زيرا كه آن تعبد در شرع اسلام نسخ شده است.
قوله
«و لا طلاق قبل نكاح»
مانند اينكه بگويد اگر فلان زن را بگيرم پس او طالق است و اين گونه طلاق صحيح نيست و عين همين معنى را دارد كه فرموده قبل از ملكيت بنده آزاد كردن آن درست نيست.
قوله (ص)
«و لا يتم بعد ادراك»
يعنى بمجرد بلوغ كودك همه احكام يتيم از او برداشته مىشود مانند: