ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣١٨ - ١٨٧
١٨٦-
از امام صادق (ع) فرمود: حكمت گمشده مؤمنست هر كدام شما گمشده خود را هر جا يافت بايد آن را برگيرد.
شرح- از مجلسى ره- «قوله
الحكمة ضالة المؤمن
الخ» اين جمله در اخبار بسيارى نزد خاصه و عامه وارد است و در تفسيرش اختلافست:
١- گفته شده مقصود اينست كه مؤمن پيوسته در جستجوى حكمت است چنانچه مردى گمشده خود را جويد، در نهايه اين را گفته.
٢- مؤمن حكمت را بگيرد از هر كه آن را نزد او يابد و گر چه كافر باشد يا فاسق چنانچه صاحب حيوان گمشده آن را هر جا يابد بگيرد و اين معنى روشن است.
٣- گفتهاند مقصود اينست كه هر كه كلمه حكمتى دارد كه خود نمىفهمد و مستحق آن نيست بايد دنبال كسى بگردد كه آن را ميفهمد و بحق اخذ ميكند چنانچه بايد گمشده را تعريف كرد تا صاحب آن را يافت و باو تسليم كرد.
١٨٧-
از امام صادق (ع) فرمود: راستى كه اشعث بن قيس در خون امير المؤمنين (ع) شريك شد و دخترش جعده امام حسن «ع» را زهر داد و محمد پسرش در خون امام حسين (ع) شريك شد.
شرح- از مجلسى ره- اشعث بن قيس كندى از خوارج بوده است شيخ در رجالش گويد اشعث بن قيس كندى ابو محمد كنيه دارد ساكن كوفه شد، پس از پيغمبر در رده اهل ياسر مرتد شد و ابو بكر خواهرش ام فروه را باو بزنى داد و ام فروه يك چشم بود و براى او محمد را زائيد و پس از آن از خارجيان گرديد.
و در اخبار بسيارى وارد شده است كه او با جمعى از خوارج در بيرون كوفه با سوسمارى بيعت كردند و او را امير المؤمنين ناميدند از راه كفر و استهزاء بآن حضرت (ع) و اين كافر بكشتن او كمك داده است.
چنانچه شيخ مفيد در كتاب ارشاد و ديگران گفتهاند ابن ملجم و شبيب بن بجرة و وردان بن خالد براى قتل آن حضرت كمين كردند و در برابر درى كه از آن براى نماز بيرون ميشد نشسته بودند و پيش از آن مقصود خود را با اشعث بن قيس در ميان نهاده بوده و او هم با آنها موافقت كرده بود و اشعث بن قيس هم در آن شب بيرون شده بود و رهبرى آنها را در دست داشت و حجر بن عدى آن شب در مسجد بيتوته كرده بود و شنيده بود كه اشعث مىگويد يا بن ملجم زود، زود دنبال كارت برو كه سپيده دم تو را رسوا كرد و حجر بمقصد اشعث پى برد و گفت اى يك چشم اگر او را كشتى و شتافت