ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٠٧ - ١٦٤
١٦٣-
بگمانم از عبد اللَّه بن سنان كه امام صادق (ع) فرمود: اگر جز دوست على بر سر فرات آيد و آبش تا دو پهلوى او بر آمده و برق زند و او مشتى از آن برگيرد و گويد بسم اللَّه و آن را بنوشد و گويد الحمد اللَّه براى او مانند خون ريخته و گوشت خوك حرامست.
شرح- از مجلسى ره- قوله
«قد اشرف مائه على جنبيه»
بيان وفور آبست و بىنيازى مردم از آن و توضيح اينكه زيانى از شرب او بكسى نميرسد و حرمتش تنها براى عقيده فاسد او است و خدا نعمت هر دو دنيا را براى مؤمنان آفريده و بر كافران حرامست.
١٦٤-
از سليمان بن خالد گويد: امام صادق (ع) بمن فرمود: با عمويم زيد چه كرديد؟ گفتم آنها از وى پاسبانى ميكردند (يعنى وقتى كه بالاى چوبه دار بود) و چون شب هنگام مردم كاسته شدند و خلوت شد ما پيكر او را برگرفتيم و در كنار فرات او را ميان يك آب برده بخاك سپرديم و چون بامداد شد اسب سواران بجستجوى او شتافتند و او را يافتند و سوزاندند.
فرمود: چرا آهن باو نبستيد و او را در نهر فرات نينداختيد؟ خدايش رحمت كند و قاتلش را لعنت كند.
شرح- از مجلسى ره- قوله
«في جرف»
جوهرى گفته است جرف آب بردهايست كه بر اثر جريان سيل گود شده است و اين خبر دلالت دارد بر جواز ترك دفن و سنگين كردن جنازه و انداختن آن در دريا هنگام ضرورت پايان نقل از مجلسى ره.
من گويم زيد بن على بن الحسين عم والامقام امام صادق (ع) از علماى مصلح و پرشور آل محمد است كه بمقام لياقت جان بازى در راه حق رسيد و پروانهوار خود را در پرتو شمع ديانت و مذهب سوخت و بر حكومت جبار بنى اميه ستم كار شوريد و در راه حق بمانند جدش امام حسين (ع) قربانى شد و كار مظلوميت را تا آنجا رسانيد كه جنازه او را هم آتش زدند بحساب اينكه اثر او را محو كنند ولى زنده و پاينده ماند و تا هنوز نام با افتخار او در جهان اسلام بلند و پاينده است ولى دنباله ستمكاران بريد و همه آنان محو و نابود شدند.