ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٩٥ - ١٤٤
و اين هفت و درياى نهان و كوههاى تگرگ و حجب نور و كرسى در برابر عرش چون حلقهاى است در دشت تهى و اين آيه را خواند (٥- طه) رحمان بر عرش استوار است- و در روايت حسن حجب پيش از هوائى است كه دلها در آن سرگردانند.
شرح- از مجلسى (ره)- قوله (ص)
«ثم انقطع الخبر عند الثرى»
يعنى ما دستور نداريم از آن خبر بدهيم.
قوله (ص)
«عند البحر المكفوف عن اهل الارض»
يعنى از آن دريا آبى باهل زمين فرود نشود يا نتوانند بدان نگاه كنند.
قوله
«في رواية الحسن»
شايد مقصود ابن محبوب است يعنى روايت در كتاب او چنين بوده است پايان نقل از مجلسى ره.
من گويم- ما در شرح اخبار گذشته تفسير برخى بيانات اين گونه احاديث را درج كرديم و در اين جا توجه باين نكته بجا است كه اين حديث درسى است كه پيغمبر اسلام بيك بانوى اسلامى كه زنى عطر فروش ميباشد داده و از اينجا ميتوان پى بعظمت مكتب پيغمبر اسلام برد و روشى كه در پرورش جامعه بشرى داشته و اعتبارى كه از تعقل و هوش جنس زن نموده است و نكاتى كه در پيشرفت فرهنك بجامعه عرب و عموم بشر داده است. اگر ما همين يك درس او را كه ببانوئى ميگفته از نظر حقيقت بسنجيم بحقائقى بسيار شگرف و عميق پى خواهيم برد.
حديث آن كسى كه در طائف رسول خدا (ص) را مهمانى كرد
١٤٤-
يزيد كناسى از امام باقر (ع) فرمود رسول خدا (ص) پيش از اسلام در طائف بمردى وارد شد و آن مرد از وى پذيرائى كرد و او را گرامى شمرد و چون خداوندش بمردم مبعوث كرد بدان مرد گفتند آيا ميدانى اينكه خدا عز و جل بمردم فرستاده كيست؟ گفت: نه، گفتند او محمد بن عبد اللَّه يتيم ابى طالب است و وى همان كسى است كه در روز چنان و چنين بطائف آمد و تو او را ارجمند داشتى و پذيرائى كردى، آن مرد نزد رسول خدا (ص) آمد و بر او سلام كرد و مسلمان شد و سپس گفت يا رسول اللَّه مرا ميشناسى؟