ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٧٧ - ١٢٩
١٢٩-
پيغمبر (ص) فرمود: خدا جل و عز خلقى را نيافريده جز آنكه ديگرى را بر او فرمانروا كرده كه بر او چيره باشد و اين براى آنست كه چون خدا تبارك و تعالى درياهاى بسيار نشيب را آفريد بر خود باليدند و جوشيدند و گفتند چه چيز بر ما چيره تواند شد؟ و خداوند زمين را آفريد و آن را بر پشت دريا پهن كرد و گسترد و دريا رام و خوار زمين شد، سپس فرمود: زمين بر خود باليد و گفت:
كدام چيز بر من چيره گردد؟ خداوند كوهها را آفريد بمانند ميخهائى بر زمين كوبيد تا اين سو و آن سو نشود و هر چه بر خود دارد نلرزاند و زمين آرام شد و پا بر جا گرديد.
سپس كوهها بر زمين باليدند و فراز گرفتند و گردن كشيدند و گفتند كدام چيز بر ما چيره تواند شد؟ خداوند آهن را آفريد تا آنها را بريد و كوهها بجاى خود ثابت شدند و آرام گرفتند، سپس آهن بر كوهها باليد و گفت: چه چيزى بر من چيره تواند شد؟ خدا آتش را آفريد و آهن را آب كرد و آهن زبون شد سپس آتش دم بر آورد و فرياد كشيد و بر خود باليد و گفت چه چيزى بر من چيره تواند شد؟ خداوند آب را آفريد تا آن را خاموش كرد و زبون و آرام شد، سپس آب باليد و جوشيد و گفت چه چيز بر من چيره تواند شد، خداوند باد را آفريد تا امواج او را بجنبانيد و آنچه در تك آن بود بجهانيد و جلو جريان آب را بست و آب هم رام و آرام شد سپس باد بر خود باليد و طوفان سر داد و و دامنهاى خود را پهن كرد و گفت: چه چيز بر من چيره تواند شد.
خدا انسان را آفريد و او ساختمان بنياد كرد و چارهجوئى نمود و وسائلى بر گرفتكه از باد و جز آن خود را نگه داشت و نهان كرد، باد هم رام و آرام شد، سپس انسان سركشى كرد و گفت از من چه كسى نيرومندتر است؟
خداوند مرگ را آفريد و او را مقهور ساخت و انسان در برابر مرگ رام و آرام شد سپس مرگ بر