ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٣٦ - ٩٥
است بدرگاهش وسيله جو است بانجام كردارهاى مختلف و كيشهاى مختلف، يكى درست رود و ديگرى بخطا، يكى گمراه است و ديگرى براه هدى، يكى شنوا است و ديگرى كر، و يكى بينا است و ديگرى نابينا و سرگردان، سپاس از آن خدا است كه محمد (ص) دين او را فهماند و شرح داد.
اما بعد راستى كه تو مردى هستى كه خدايت توفيق مقام خاصى نسبت به آل محمد عطا كرده و در دلت نگهداشته دوستى آنچه از دين خود بتو سپرده و آنچه را از راه حق بتو الهام كرده و تو را در دينت تا آن جا بينا كرده است كه امامان بر حق را به برترى شناختى و كارها را بدانها رجوع كردى.
بمن نامه نوشتى و از چيزهائى پرسش كردى كه مرا در باره آنها تقيه بايست و نهان داشتن آنها مرا شايست ولى چون ديگر كار من از تسلط جباران و زورگويان در گذشته و تسلط حضرت خداوندى كه سلطان بزرگواريست بر سرم سايه افكنده است و از اين دنياى نكوهيده جدا ميشوم و آن را به خواستكاران سركش آن نسبت بآفريننده خود واميگذارم بنظرم آمد كه آنچه را پرسيدى برايت شرح دهم تا مبادا شيعيان كم بصيرت ما از راه نادانى دچار سرگردانى شوند.
تو را بايست در باره خداوند عز ذكره تقوى پيشه كنى و راز امامت حقه را مخصوص اهل آن دانى و بر حذر باشى از اينكه سبب گرفتارى اوصياء او شوى و ستمكاران را به پيگرد و تعقيب آنان وادارى به اينكه رازى را كه بتو سپرده شده فاش كنى و آنچه را بايدت نهان داشت عيان سازى و تو هرگز اين كار را نكنى ان شاء اللَّه.
راستى نخست گزارشى كه بتو ميدهم اينست كه خبر مرگ خودم را در همين شبها بتو اعلام ميدارم و نسبت بدان چه شدنى است و خداى عز و جل حكم كرده و حتم نموده نه بىتابم و نه پشيمانى