ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢١٧ - ٩١
و گفت شما مسلمانان پنداريد كه شما با تيغ خود ما را به دوزخ روانه ميكنيد و ما مشركان با تيغهاى خود شماها را ببهشت روانه ميكنيم بايد يك مردى از شماها بميدان من آيد و مرا با تيغش به دوزخ روانه كند و يا من او را با تيغم به بهشت روانه كنم و على بن ابى طالب در برابر او بيرون شد و اين رجز ميسرود:
|
انا ابن ذى الحوضين عبد المطلب |
و هاشم المطعم في العام السغب |
|
او في بميعادى و احمى عن حسب يعنى منم كسى كه دو حوض داشت براى سيراب كردن حاجيان و مهمانان. و زاده هاشم كه در سال قحطى اطعام ميكرد. بوعده خود وفا دارم و از حسب و خانواده خود دفاع ميكنم.
خالد- لعنه اللَّه- بجان خودم و بخدا سوگند كه ابو تراب دروغ گفته است و او چنين نبوده است.
قتاده- اى امير بمن اجازه مىدهيد برگردم گويد شيخ برخاست و با دست خود از ميان مردم راه باز ميكرد و ميگفت بپروردگار كعبه زنديق است بپروردگار كعبه زنديق است.
شرح- از مجلسى ره- قوله
«و كانت امه قشيريه»
- يعنى چون مادر او از قشير بوده است خالد بن وليد را برادر زاده خود خوانده چون مادرش از قبيله او بوده است و درستتر قسريه است با سين كه در برخى نسخهها است زيرا خالد بن عبد اللَّه قسرى معروف است چنانچه از صدر حديث بر آيد.
قوله
«او في بميعادى»
مقصود على (ع) از وعده وعدهايست كه براى نصرت و يارى پيغمبر «ص» داده بود پايان نقل از مجلسى ره.
من گويم خالد بن عبد اللَّه قسرى يكى از فرماندهان بيباك و جلاد بنى اميه و بنى مروانست از قماش حجاج و زياد بن ابيه و بسر بن ارطاة. كه مادرش زنى ترسا بوده و خود عقيدهاى باسلام نداشته است و كار رسوائى را بدان جا كشيد كه براى مادر خود در كوفه كليسائى ساخت و كردار و گفتار كفر آميز او فراوان بوده است كه يكى از آنها در اين داستان بيان شده است.