ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٧٨ - ٦٢
٣- علت انزال منى براى خوابديدن جماع چيست؟
٤- اگر خواب راست و دروغ دارد بچه وسيله از هم ممتاز شوند؟
گويد: جواب- بدان كه شخص خواب عقل كامل ندارد زيرا خواب يك طور سهو است و سهو منافى علم است و از اين جهت آدم خواب عقائد باطله دارد براى اينكه خرد و دانش او كاسته است و همه خوابها كار خود انسانست و نتواند كار ديگرى باشد.
زيرا جز خود او از كسانى كه حديث گويند خواه آدمى باشند يا فرشته يا جن جسمند جسم نميتواند در جسم ديگرى بىواسطه عقيده آفريند و همه اجناس چنين باشند و همانا هر جسمى در خود تواند عقيده بياغازد و اينكه گفتيم نتوان در ديگرى بىواسطه عقيده پديد آورد زيرا فعلى كه بقدرت در ديگرى نفوذ كند بايد ابزارى داشته باشد و در جنس عقائد وسيله و ابزارى نيست كه در غير نفوذ كند از اين رو اگر يكى از ماها عمرى بديگرى دل دهد و دل نهد بيواسطه نتواند در آن دل عقيده پديد كند و اين حقيقت در موارد بسيارى بيان شده است.
و همان خدا است كه مقلب القلوب است و ميتواند بيواسطه در دل ماها عقيدهاى آفريند و روا نيست كه خدا در دل آدم خواب عقيده آفريند زيرا بيشتر عقائد آدمى كه خواب بيند خلاف واقع است و او در عالم خود معتقد است كه مىبيند و راه ميرود و سوار است و اوصاف بسيارى دارد و همه خلاف وضع واقعى او است و خدا تعالى جهل آفرين نيست و جز اين نماند كه همه آنچه خواب بيند از كار خود او است.
و در مقالات گفته شده كه صالح قبه معتقد بوده آنچه نائم در خواب بيند حقيقت دارد و واقعيت است و اين جهل او را ميرساند كه مانند جهل سوفسطائيانست زيرا بسا در خواب بيند سر او را بريدند و يا مرده است و يا بآسمان رفته است و ما ببديهه دانيم كه چنين نيست و اگر صالح آنچه در خواب ببيند حقيقت داند بايد سراب را هم كه بيدار آب تصور كند و يا چوب را كه در آب شكسته بينداز راه اشتباه واقع و حقيقت داند چنانچه اشتباه كسى كه خواب بر خلاف واقع بيند نزد او حقيقت باشد و اين اعتقاد از كمال بسيار دور است و بنقصان نزديكتر است.
و سزا است كه آنچه در خواب بيند بر سه قسمت باشد:
١- آنچه بىسبب و داعى باشد و خود نائم آغاز كند.
٢- آنچه از وسوسه شيطان باشد به اين طريق كه در درون گوشش سخنى آهسته گويد كه اشياء مخصوصى را در بر دارد و نائم آن را شنود و پندارد كه بيند زيرا بسيارى از خوابها را دانيم كه سخن كسى كه نزد آنها حديث كند بشنوند و پندارند كه مضمون آن داستان را در خواب ديدهاند.
٣- آنچه سبب و علت آن خاطرهاى باشد كه خدا آن را در نهاد آفريند و يا بفرشته اى فرمايد تا آن را در گوش نائم بخواند و نائم پندارد كه در خواب ديده و هر خوابى كه داعى بخير و صلاح در دين است چنين است چنانچه هر خوابى كه داعى بشر و فساد است از قسم پيشين است و وسوسه شيطان است و بنا بر اين دو است كه آنچه در خواب بيند مطابق همان باشد كه در بيدارى بيند و هر خواب كه تعبير درست دارد سببش اينست كه خدا در خواب نشانهاى براى مصلحتى قرار دهد و آن نشانى درست در