ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٧٠ - ٥٥
در اين صورت تعبير از مايع مذاب قسمت درونى زمين كه قشر جامد و صخره مآبى بر آن احاطه دارد به ثور املس يا از نظر معنى لغوى اشتقاقى كلمه ثور است كه بمعنى جوشش و جهش است از ثار يثور ثورانا- در مجمع البحرين گويد:
«ثور»- خدا فرموده است «و أثار و الارض» يعنى آن را براى كشت زير و رو كردند و در خبر است كه ثارت قريش بالنبى (ص) فخرج هاربا يعنى قريش بر پيغمبر (ص) شوريدند و او هم گريخت.
«المنجد» گويد: ثار ثورا و ثورانا و ثؤارا هاج يعنى جهيد، تا آنكه گويد: ثوران و ثور به معنى شفق و سرخى انتشار آن است و با توجه به اين معانى اگر كلمه ثور املس را بمعنى جهنده نرمى، عبارت از مايع درونى زمين تفسير كنيم كه بطور استعاره كلمه قرن بدان اضافه شده است راه دورى نرفتيم.
و يا اينكه ثور املس بمعنى گاو نرم اندام و هموار پشت بطور استعاره و تشبيه در اين معنى بكار رفته است.
٥- راوى- اين مايع درونى و پر شور زمين چه حقيقتى دارد و بر چه استوار است؟
امام (ع)- خاك با رطوبتيست يعنى مادهاى كه داراى مواد آب است اكسيژن و هيدروژن يا مقصود ذرات اصلى ماده است كه داراى قوه و نيروى جنبش است كه از نظر طبيعى مبدأ پيدايش همه موجودات مادى است و بناچار مادهاى بايد و نيروى حركتى تا موجودى مادى پديد آيد و اين مسأله ماده نخست و قوه نخست از بغرنجترين مسائل طبيعى امروزه است و بزرگترين دانشمندان در تصوير حقيقت آن گيج و گم شدهاند و هنوز ندانستهاند كه اين دو چيز هستند يا يك چيز و آن يك چيز ماده است يا قوه! و در اينجا دور نيست كه بجاى كلمه ثرى كه در پاسخ امام است كلمه اثر گذارده شود كه در اصطلاح دانشمندان طبيعى عرب زبان امروزه يك بطن عميقيست از ماده و يا اثر عميق آنست.
٦- راوى- تار و پود و جود ثرى بر چه استوار است؟ يعنى ماده اول بچه تجزيه و تحليل مىشود؟ يا گازى كه در درون زمين است بچه تجزيه و تحليل مىشود؟
امام- بسيار دور است در اينجا است كه دانش دانشمندان گم است.
اگر سؤال بر وجه اول طرح شود كه مقصود فهم نهان ماده نخست باشد معنى هيهات اينست كه حقيقت ماده نخست بسيار دور از فهم است و دانشمندان تا هميشه در آن گماند و اين خود از مسائل اصم و لا ينحل علم طبيعيست.
و اگر سؤال بر وجه دوم طرح شود معنى هيهات اينست كه هنوز قرنها بايد بگذرد و زمان بسيار دورى آيد تا دانش بشر بپايهاى رسد كه بتواند حقيقت گاز و اجزاء درونى آن را تشخيص دهد و آن را تجزيه و تحليل نمايد.
اكنون بايد يادآور شوم كه طرح اين مصاحبه از نظر اول كه سؤال از اشكوبههاى سازمان زمين باشد و از پايههاى ساختمانى آن كه بر وجه عمودى بدان استوار است معقول بنظر نميآيد نه از نظر سؤال و نه از نظر جواب و نميتوان آن را منسوب باصحاب دانشمند امام دانست و بشخصيتى