ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٦٦ - ٥٤
اينكه زارع بذر افشاند و يا آنكه نهال بكارد، و بسيارى از بيماريها دورهاى دارد در مزاج بيمار كه خود بخود بگذرد و بهبودى پديد آيد از اين جهت ميفرمايد بيشتر فائده پزشك از نظر روانى و روحى است و براى خوش كردن دل بيمار است.
٥٣-
از امام صادق (ع) فرمود هيچ دردى نيست مگر آنكه بتن شتابد (راه دارد خ) و بانتظار است كه چه زمانى فرمان بدو رسد تا تن را فروگيرد و در روايت ديگر فرموده است كه- جز تب زيرا كه آن يكباره بتن در آيد.
شرح- از مجلسى ره- «قوله:
و هو شارع الى الجسد
» يعنى بدان راهى دارد و نفوذ ميكند و شايد مقصود اينست كه غالب دردها در خود تن مادهاى دارد و در مورد اقتضاء شدت يابند جز تب كه بىماده درونى ببدن تسلط يابد مثلا مانند ورود هواى سرد يا گرم بر آن.
٥٤-
از داود بن زربى گويد من در مدينه سخت بيمار شدم و بگوش امام صادق (ع) رسيد و بمن نگارش فرمود كه:
دردمندى تو بمن رسيد، يك صاع گندم بخر (يكمن تبريز كمتر) و بر پشت بخواب و آن را بر سينهات بيفشان هر گونه افشان شد و بگو: بار خدايا من از تو خواهش دارم بدان نام تو كه هر گاه آن پريشان تو را بدان بخوانند آنچه پريشانى دارد از او برطرف كنى و او را بر زمين جاى گزين سازى و خليفه بر خلق خودت نمائى كه رحمت فرستى بر محمد و اهل بيتش و مرا از اين دردى كه دارم عافيت بخشى، سپس برخيز بنشين و آن گندم را از گرد خود جمع كن و همان ذكر را بخوان و آن را بچهار مد (در حدود يك چارك) بخش كن و هر يك را بمسكينى بده و همان ذكر را بخوان، داود گويد: من چنين كردم و گويا از بند رها شدم و ديگران هم عمل كردند و از آن سود بردند.