ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٢٤ - ٢٦
خطبه ديگر از امير مؤمنان (ع)
٢٦-
از محمد بن جعفر عقبى كه سند را بالا برده تا گويد امير المؤمنين (ع) خطبه خواند، خدا را سپاس گفت و ستايش نمود و فرمود:
أيا مردم راستى كه آدم نه بنده و نه كنيز پس نينداخته و ببار نياورده و براستى كه همه مردم آزادند ولى خداى عز و جل شما را در اختيار يك ديگر قرار داده و بهمديگر مسلط نموده است؛ هر كه در آزمايش و بلا افتاد و بخير شكيبائى كرد (و آن را در خير صرف نمود خ ل) نبايد بر خدا عز و جل بدان منت نهد (و بخود ببالد) هلا چيزى (از خراج) فراهم شده و ما آن را ميان سياهپوست و سرخپوست برابر تقسيم ميكنيم، در اينجا مروان- بطلحه و زبير، گفت در اين سخن جز شما دو تن را قصد نكرده است، فرمود: بهر يك از مسلمانان سه اشرفى هيجده نخودى عطا كرد و بيكى از انصار هم سه اشرفى هجده نخودى عطا كرد و پس از آن يك غلام سياه آمد و باو هم سه اشرفى هجده نخودى عطا كرد، آن انصارى گفت يا امير المؤمنين اين غلام من بوده كه ديروزش آزاد كردم مرا و او را برابر ميسازى؟ در پاسخ فرمود من در كتاب خدا نگريستم و در آنجا نديدم كه فرزندان اسماعيل را بر فرزندان اسحاق برترى و تقدمى باشد؟ شرح- از مجلسى ره- «قوله
و لكن اللَّه خول
»- جزرى گفته در حديث است كه بندهها برادران شمايند و خول شما كه خدا آنها را زيردست شما قرار داده خول حشم مرد است و اتباعش.
قوله
«فمن كان له بلاء»
يعنى نعمت و مال و آن را صرف خير كرد و بمصارف خير رسانيد يا طبق اكثر نسخهها در باره نعمت خدا كه توام با سختى و بلاء است صبر و شكيبائى نمود مانند گرفتارى بجهاد و فقر و آزار دشمنان نبايد آن را بر خدا منت نهد بلكه خدا را بر او منت باشد و باو اجر آخرت هم بدهد و مقصود اينست كه مسلمان نبايد در برابر اعمال دين خود حق بيشترى در قسمت بيت المال بخواهد كه خدا مقرر داشته ميان مسلمين برابر تقسيم شود.