قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٧٠٧ - قديم زمانى مصداق خارجى ندارد
برخى از حكما تفاوت بين اين دو نوع حادث را مورد انتقاد قرار داده و آن را انكار كردهاند. اكنون بىمناسبت نيست بخشى از عين عبارت ميرداماد را در اين باب، جهت مزيد توضيح بياوريم:
. . . فإذن، تتحصّل للحصول فى نفس الأمر، أوعية ثلثة. فوعاء الوجود المتقدّر السّيال، أو العدم المتقدّر المستمر للمتغيّرات الكيانيّة بما هى متغيّرة، زمان. و وعاء صريح الوجود المسبوق بالعدم الصّريح المرتفع عن أفق التقدّر و اللاّتقدّر للثّابتات بما هى ثابتات، و هو حاقّ متن الواقع، دهر. و وعاء بحث الوجود الثّابت الحقّ المتقدّس عن عروض التغيّر مطلقا، و المتعالى عن سبق العدم على الإطلاق و هو صرف الفعليّة المحضة الحقّة من كلّ جهة، سرمد. و كمال الدّهر أرفع و أوسع من الزّمان، فكذلك السّرمد أعلى و أجل و أقدس و أكبر من الدّهر.
فالحدوث بحسب سبق العدم الصريح، احق الاسماء و اجدرها به الحدوث الدّهرى. . . ١.
عبارات ميرداماد در اين مورد نيز مانند ساير موارد تا حدودى پيچيده و داراى نشيب و فراز است؛ ولى در اين بخش از عبارت واضح است كه وى ظرف جهان حركت را زمان دانسته و جهان مجردات را عالم دهر به شمار آورده است، سرانجام هستى محض و وجود ناب، كه هيچگونه نيستى را در آنجا راه نيست، عالم ذات و اسماء و صفات خداوند دانسته و آن را عالم سرمد ناميده و حادث دهرى را، كه خود مبدع و مبتكر آن است، از جهت مسبوق بودن به عدم واقعى شايستهترين نوع از انواع حادث به شمار آورده است.
پس از حدوث دهرى، كه به وسيلۀ ميرداماد كشف و ابداع گرديد، «حدوث اسمى» تازهترين نوع از انواع حدوث است كه در فلسفۀ اسلامى مطرح شده است. حاج ملاّ هادى سبزوارى براى نخستين بار، همانگونه كه خود مىگويد، با اقتباس از قرآن مجيد اين نوع از حدوث را در فلسفۀ اسلامى وارد ساخت. آيهاى كه در كشف و ابداع اين نوع از حدوث مورد استناد وى واقع شده است، آيۀ شريفۀ:
مٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاّٰ أَسْمٰاءً سَمَّيْتُمُوهٰا أَنْتُمْ وَ آبٰاؤُكُمْ مٰا أَنْزَلَ اَللّٰهُ بِهٰا مِنْ سُلْطٰانٍ ٢.
است.
[١] القبسات. ص ٧.
[٢] سورۀ يوسف (١٢ ، آيۀ ٤٠.