قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٧٠٩ - انواع سهگانه در حادث زمانى
ذات و مرتبۀ احديّت را عرفا مقام «لا إسم و لا رسم» خواندهاند.
لازم به يادآورى است كه حقيقت معنى حادث اسمى به هيچوجه يك مسئلۀ جديد به شمار نمىآيد؛ زيرا معنى حدوث اسمى چيزى جز اين نيست كه ظهور جهان عبارت است از تجلّى حق تبارك و تعالى در مظاهر اسماء و صفات خويش. جاى هيچگونه ترديد نيست كه مسئلۀ تجلى حق، تبارك و تعالى، در مظاهر اسماء و صفات خويش همواره نزد عرفا مطرح بوده است و همين بزرگان بودهاند كه از طريق شهود به اين حقيقت نائل گشتهاند. حقيقت جهان در نظر اهل شهود چيزى جز جلوههاى گونهگون خداوند نمىباشد. به اين ترتيب بايد گفت معنى حادث اسمى پيش از حاج ملاّ هادى سبزوارى، همواره مورد توجه اهل معرفت بوده است. ولى آنچه را نمىتوان انكار كرد، اين است كه اين مسئله به اين عنوان پيش از وى به هيچوجه مطرح نبوده است. وى نخستين كسى است كه اين مسئله را تحت عنوان حادث اسمى در فلسفۀ اسلامى وارد ساخته است.
انواع سهگانه در حادث زمانى
حادث زمانى در نظر حكماى اسلامى به سه نوع متفاوت تقسيم مىگردد:
نوع نخست، در مواردى تحقق پيدا مىكند كه يك شىء بهطور دفعى در يك آن معين، موجود گردد. در اين مسئله هيچگونه ابهام نيست كه ايجاد دفعى بهطور تدريج و در زمان واقع نمىشود، زيرا زمان در حدّ ذات خود متدرّج است. بنابراين، اگر ايجاد يك شىء در زمان واقع شود، ناچار بهتدريج تحقق پيدا خواهد كرد. معنى اين سخن آن است كه اگر يك شىء بهطور دفعى در جهان موجود گردد، ناچار در ظرف زمان نخواهد بود.
بهطور مثال گفته مىشود حالت رسيدن، كه آن را وصول به مطلوب مىنامند، يا حالت تماس و انطباق دو شىء با يكديگر، امورى هستند كه در زمان واقع نمىشوند، بلكه در يك آن تحقق مىپذيرند. تحقق اينگونه امور در يك آن معين، چيزى جز حدوث آنها در همان آن نمىباشد. به اين ترتيب مىتوان گفت حادث شدن اينگونه از امور در جهان هميشه منطبق است با يك آن معين از آنات زمان.
نوع دوم از انواع حادث زمانى عبارت است از اينكه يك شىء در مجموعۀ يك زمان معين حادث گردد؛ ولى حدوث آن به گونهاى باشد كه هرجزء از اجزاى آن با هرجزء از اجزاء كه در زمان فرض مىشود، منطبق گردد. اين نوع حادث در مورد حركت قطعيه صادق است. كليه طبايع جسمانى نيز بنا بر اصل اساسى حركت جوهرى از مصاديق اين