قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٧٠٤ - قديم زمانى مصداق خارجى ندارد
وجود دارد. آنچه مىتواند در اين باب ملاك تقدّم و تأخّر يا سبق و لحوق واقع شود، چيزى جز تقدّم ذاتى نمىباشد. تقدّم و تأخّر ذاتى را در مقام بيان، در زبان فارسى با به كار بردن كلمۀ «پس» و در زبان عربى با استعمال كلمۀ «ثم» ، يا هرحرف ديگرى كه معادل يا مرادف آن باشد، نشان مىدهند. بهطور مثال گفته مىشود «خورشيد طالع شد سپس نور همهجا را روشن كرد» ؛ ولى به هيچوجه نمىتوان گفت: «نور خورشيد همهجا را روشن كرد، سپس خورشيد طالع گشت» . آنچه مىتواند موجب صحت و درستى اين نوع تعبير در زبانهاى مختلف گردد، تنها به وضع لغت كه يك امر قراردادى است، مربوط نمىگردد؛ بلكه يك واقعيت است كه جز با اين نوع تعبير و اينگونه عبارات نمىتوان آن را حكايت نمود. اكنون كه معلوم شد، حادث ذاتى به هيچوجه مسبوق به عدم زمانى نيست، اين مطلب نيز به روشنى معلوم مىگردد چيزى كه در زمان واقع نمىشود، هرگز به صفت حدوث و قدم زمانى متصف نمىگردد. بنابراين، بايد گفت قديم زمانى به هيچوجه مصداق خارجى ندارد؛ زيرا آنچه در زمان واقع نمىشود، نمىتواند از مصاديق قديم زمانى به شمار آيد؛ و آنچه در زمان واقع مىشود، ناچار زمانى وجود نداشته و سپس موجود گشته است و اين چيزى جز معنى حادث زمانى نمىباشد.
بنابراين، يك موجود قديم، چيزى جز قديم ذاتى نمىباشد؛ زيرا همانگونه كه گذشت، قديم زمانى به هيچوجه مصداق خارجى ندارد.
برخلاف آنچه در باب قديم ذكر شد، حادث داراى اقسام گوناگون است. اين اقسام به ترتيب عبارتند از:
١. حادث زمانى
٢. حادث ذاتى
٣. حادث دهرى
٤. حادث اسمى
در مورد حادث زمانى و حادث ذاتى بهطور اجمال سخن گفته شد و تفاوت ميان آنها نيز مورد بررسى قرار گرفت. جاى هيچگونه ترديد نيست كه هرموجود حادث، اعم از اينكه ذاتى باشد يا زمانى، مسبوق به نيستى خويش است. تنها تفاوت در اين است كه حادث زمانى مسبوق به عدم مقابل يا نيستى واقعى است؛ در حالى كه حادث ذاتى مسبوق به عدم ذاتى يا عدم مجامع مىباشد. عدم مقابل يا نيستى واقعى عبارت است از