قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٦٧٥ - دور محال و تأثير متقابل
پيدايش خود به يكديگر امكانپذير است؟ با توجه به آنچه در اين باب ذكر شد، پاسخ اين پرسش منفى خواهد بود.
دور محال و تأثير متقابل
در اينجا ممكن است گفته شود على رغم همۀ آن چيزهايى كه در باب دور و محال بودن آن از نظر عقل گفته شده است، بسيارى از امور را در اين جهان مشاهده مىكنيم كه نسبت به يكديگر وابستهاند؛ يعنى يك شىء وابسته و متوقف است به چيزى كه آن نيز به همين شىء وابسته و متوقف است. كسانى كه از وابستگى دو چيز نسبت به يكديگر سخن مىگويند، براى مدعاى خويش، مسئلۀ تأثير متقابل بين بسيارى از امور را شاهد مىآورند.
در پاسخ اين گروه گفته مىشود مسئلۀ تأثير متقابل بين بسيارى از امور در اين جهان يك واقعيت است. ولى بين آنچه در باب دور و محال بودن آن گفته مىشود، با آنچه در مورد مسئلۀ تأثير متقابل وجود دارد-تفاوت بسيار است؛ زيرا در باب دور و محال بودن آن-همانگونه كه گذشت-مسئله به اين صورت مطرح است كه يك شىء نمىتواند در اصل هستى خويش به چيزى متوقف و وابسته باشد كه خود آن چيز نيز در اصل هستى خويش به اين وابسته است؛ و اين بدان جهت است كه اينگونه توقف و وابستگى ميان دو شىء، به معنى اين است كه يك شىء در اصل هستى خود به خودش متوقف و وابسته باشد. اين مسئله نيز بديهى است كه اگر يك شىء در هستى خويش به هستى خويش وابسته و متوقف باشد، مفهومى جز يك تناقض آشكار را در بر نخواهد داشت. اما در باب تأثير متقابل مسئله به اين صورت مطرح نيست. آنچه در اين مورد واقعيت دارد، اين است كه ميان دو پديده در اين جهان همواره دوگونه تأثير وجود دارد؛ يعنى دو پديدۀ به هم پيوسته هركدام در ديگرى از خود نوعى اثر باقى مىگذارد كه اثر آنها يكسان و يكنواخت نيست. به عبارت ديگر مىتوان گفت دو پديدهاى كه در يكديگر تأثير متقابل دارند، هركدام از آنها از يك جهت در ديگرى اثر مىگذارد و از جهت ديگر اثر مىپذيرد؛ و اين بدان جهت است كه يك شىء نمىتواند از همان جهت كه در چيزى اثر مىگذارد به همان جهت و از همان چيز نيز اثر پذيرد؛ زيرا اگر چنين باشد، لازمۀ آن اتحاد فاعل و قابل خواهد بود. اين مسئله نيز بديهى است كه يك شىء نمىتواند از يك جهت هم فاعل باشد و هم قابل. بهطور مثال گفته مىشود بين فرد و جامعه پيوسته تأثير متقابل