روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٤ - ترجمه
خداى نيكو گمان نباشد،كه گمان نيكو به خداى-جلّ جلاله-بهاى بهشت است.
هم او روايت [١]كند كه فرداى قيامت حقتعالى فرمايد تا بنده را به دوزخ برند،چون او را سوى [٢]دوزخ مىبرند،سر بر دارد و گويد:بار خدايا!گمان من به تو نه اين بود [٣]، حقتعالى گويد [٤]،بنده من گمان تو به من چه بود؟گويد:آنكه [٥]مرا بيامرزى و عفو كنى،حقتعالى گويد:عفوت [٦]كردم،به بهشتش بريد [٧].و اگر آيت حمل كنند [٨]بر عموم تا همۀ معانى داخل بود تحت آن اولىتر،چه تنافيى نيست از ميان اين معانى.
و«تهلكه»تفعله باشد من الهلاك.و گفتهاند:سبب هلاك بود،و«هلاك»ضياع بود.و گفتهاند:«تهلكه»آن چيزى است كه [٩]عاقبت او به هلاك انجامد.و«احسان»، ايصال هر نفعى بود حسن به غيرى [١٠]،و نه هركه او فعلى [١١]حسن بكند او را محسن [١٢]خوانند،براى آنكه خداى تعالى كفّار را عقاب كند و از او حسن است،و نگويند كه محسن است بر [١٣]كافر،يا احسان مىكند با او.
عكرمه گفت معنى آن است كه:أحسنوا الظّنّ باللّٰه فى الخلف و العوض [١٤]، گمان به خداى تعالى نيكو برى كه آنچه شما نفقه كنى عوض بازدهد.ابن زيد گفت:أنفقوا بدءا [١٥]و أحسنوا عودا [١٦][٢٤٠-ر]،به اوّل نفقه كنى و آنچه دومبار كنى از باب احسان باشد.و گفتهاند:معنى آن است كه واسطه كار نگاه دارى كه بين
[١] .همۀ نسخه بدلها:انس روايت.
[٢] .آج،لب،فق،مر:بسوى.
[٣] .مج،وز:من به اين بود،مر:من به تو اين بود،مر:من به تو آن بود،مب:خدايا به تو گمان اين نبود.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:مىگويد.
[٥] .مب+مرا به دوزخ نفرستى و.
[٦] .دب،مب،مر:عفو.
[٧] .مب:برند.
[٨] .فق،مر:آيت را حمل كنند،دب:آيت حمل كنى.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:آن باشد كه.
[١٠] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:نفعى حسن به غيرى باشد.
[١١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:فعل.
[١٢] .اساس:بكند احسانش،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها:با.
[١٦] [١٤] .همۀ نسخه بدلها+گفت.
[١٥] .مج،وز،دب،آج،لب:بدا،مر:بدوا.