روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٦ - ترجمه
خورند [١]كه با حلال خود مقاربت نكنند،با ايشان چهار ماه مدارا بايد كردن.و گفتهاند:«تربّص»،از مقلوب است،«تصبّر»باشد،چون:جبذ و جذب [٢]،و آن انتظار باشد خيرى يا شرّى را كه به كسى فرود آيد [٣]،و منه قوله تعالى: فَتَرَبَّصُوا بِهِ حَتّٰى حِينٍ [٤].و قوله: نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ [٥]،و قال الشّاعر:
تربّص بها ريب المنون لعلّها
تطلّق يوما او يموت حليلها
و از شرايط«ايلاء»آن بود كه سوگند بخورد به خداى تعالى يا به نامى از نامهاى مختصّ به او،بر وجهى كه لغو [٦]نباشد كه:با زن مقاربت نكند بر وجه اضرار،هرگه كه اين شرايط حاصل بود مرد مولى باشد،و هرگه كه از اين شرايط چيزى مختلّ بود ايلاء نباشد،و اين مذهب اميرالمؤمنين على است و عبد اللّٰه عبّاس و حسن بصرى.
نخعى گفت و شعبى و ابن سيرين:«ايلاء»،در غضب باشد.سعيد بن المسيّب گفت:آن بود كه سوگند خورد كه با زن سخن نگويد،و هرگه كه إيلاء براى صلاحى كند ازآنكه زن كودك را شير دهد تا حملى پيدا نشود كه شير زده گردد كودك،اين جا حكم إيلاء نكنند،براى آنكه غرض او مصلحت است نه اضرار.
چون چنين باشد،و مرد مقام كند بر اين سوگند و كفّارت نكند [٧]سوگند را،زن مخيّر باشد [٨]ازآنكه صبر كند بر اين ايذاء،و از ميان آن او را رفع كند بر حاكم،چون رفع كند او را بر حاكم،او را چهار ماه مهلت دهد،و هو قوله: تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ ،تا [٩]انديشه كند،يا طلاقش دهد،يا كفّارت سوگند بكند و با سر مقاربت شود.اگر امتناع كند از اين و از آن،حاكم او را حبس كند و طعام و شراب بدو [١٠]تنگ كند تا آنگه كه از دوگانه [١١]يكى بكند:امّا رجوع و امّا طلاق.
اگر طلاقش دهد از او جدا شود و عدّت بايد داشتن از روز طلاق،و اگر مرد
[١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:خوردند.
[٢] .مج،وز،دب،آج:جذب و جبذ.
[٣] .مب:فرود آرند.
[٤] .سورۀ مؤمنون(٢٣)آيۀ ٢٥.
[٥] .سورۀ طور(٥٢)آيۀ ٣٠.
[٦] .آج،لب،فق،مب،مر:كفر.
[٧] .آج،لب،فق،مب،مر:ندارد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها+ميان.
[٩] .وز:يا.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها بجز مب:بر او.
[١١] .مب،مر:دو كار.