روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٣ - ترجمه
خوار باشد بر او،يعنى آنچه به دست آيد،كما قال تعالى: فَاقْرَؤُا مٰا تَيَسَّرَ مِنْهُ [١]...، در معنى او خلاف كردند،بهرى گفتند:گوسفندى [٢]بود،و[هو قول علىّ [٣]] [٤]-عليه السّلام-و ابن عبّاس و الحسن و قتاده.
و روايت كردهاند از عائشه و عبد اللّٰه عمر كه گفتند:اشترى باشد يا [٥]گاوى [٦]، و تفسير چنين كردند [٧]كه:هر اشترى كه به دست آيد يا هر گاو [٨]كه ميسّر شود،و اين تخصيص عموم باشد بىدليلى،پس از اين وجه قول اوّل درست باشد.
و بعضى[دگر نحويان] [٩]گفتند:محلّ«ما»نصب است بتقدير [١٠]:فليهد ما استيسر،و رفع بهتر است قياسا على نظائره من قوله تعالى: فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيٰامٍ أَوْ صَدَقَةٍ ،و قوله: فَعِدَّةٌ مِنْ أَيّٰامٍ أُخَرَ [١١].
و«هدى»جمع است و واحدش هدية باشد.ابو عبيده گفت از ابو عمرو، و گفت [١٢]:اين را نظير نيست مگر جدية السّرج،و الجمع جدى،و[اگر گويند من] [١٣]باب:تمرة و تمر باشد بعيد نبود.
و در اشتقاق«هدى»خلاف كردند.بهرى گفتند:من اهديت [١٤]الهديّة،از هديّه است براى آنكه فرستنده چون[هديّه [١٥]داند] [١٦]و تقرّب كند به آن به خداى تعالى، و بعضى گفتند:من هديته باشد،اعني هدايت به طريق رشاد،براى آنكه سوق است الى رشاد طريق مخصوص [١٧].[دگر گفتند:اعلاه بدنة] [١٨]،[٢٤٢-پ]و اوسطه [١٩]بقرة و ادونه شاة،و شكّ نيست كه هرچه بهتر و مهتر بود در او ثواب بيشتر بود،و انّما خداى تعالى اين تكليف آسان كرد براى آنكه در حال عذر و منع است،
[١] .سورۀ مزّمّل(٧٣)آيۀ ٢٠.
[٢] .مج،وز،دب:گوسپندى.
[١٣] [٣] .مب:على بن ابى طالب.
[١٨] [١٦] [٩] [٤] .اساس:افتادگى دارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] .دب،آج،لب،مر:و.
[٦] .دب:گافى/گاوى.
[٧] .دب:دادهاند،ديگر نسخه بدلها:دادند.
[٨] .دب:گاف/گاو.
[١٠] .دب،آج،لب،فق،مب:فتقدير،مر:فتقديره.
[١١] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٨٥.
[١٢] .مب،مر+كه گفت.
[١٤] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:اهتديت.
[١٥] .دب،آج،لب،فق،مب:هدى.
[١٧] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+بعضى.
[١٩] .همۀ نسخه بدلها بجز مب:و واسطة.