روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦ - ترجمه
رنج به خود حوالت نكرد.
مثال ديگر اين را،آنچه در حقّ بيگانگان بود از شراب قطيعه گفت: وَ سُقُوا مٰاءً حَمِيماً [١]...،آنچه در حقّ دوستان بود،گفت از [٢]كأس خاصّ من است كه:
وَ سَقٰاهُمْ رَبُّهُمْ شَرٰاباً طَهُوراً [٣] ،چنان است كه حقتعالى گفت:بندۀ من!كار تو به تو برنيايد بىمعاونت من،از آن بهرى بر تو نوشتم و آنچه اصل است بر خود نوشتم: كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلىٰ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ [٤]...،روزه خاصّ مراست [٥]:الصوم لي و انا اجزي به، رحمت خاصّ تو راست، وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ[فَسَأَكْتُبُهٰا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ [٦]] [٧]آنچه خاصّ مراست بر تو نوشتم،و آنچه خاصّ تو راست بر خود نوشتم. كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلىٰ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ [٨]،آنچه من بر تو نوشتم از روزه تو را برنجاند و تنت ضعيف كند، آنچه من بر خود نوشتم مرا نقصان نكند،تو با ضعف و حاجتت به حصّۀ خود [٩]من با استغنا و قدرتم به حصّۀ خود وفا بكنم [١٠]! نويسندگان چهاراند،يكى قلم است: ن وَ الْقَلَمِ [١١]،دوم [١٢]:سفرهاند، فِي صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ [١٣]-الى قوله: بِأَيْدِي سَفَرَةٍ [١٤].سيم [١٥]،حفظهاند: وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحٰافِظِينَ [١٦]- الآية.چهارم حق است-جلّ جلاله: كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلىٰ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ [١٧].
قلم احوال تو نوشت،سفره ارزاق تو نوشت،حفظه اعمال تو نوشت،رحمت بر تو جبّار تو نوشت،چنان است كه حقتعالى [١٨]گفت آنچه قلم نوشت محو كنم: يَمْحُوا اللّٰهُ مٰا يَشٰاءُ [١٩]...،و آنچه سفره نوشتند [٢٠]بدل كنم: وَ إِذٰا بَدَّلْنٰا آيَةً مَكٰانَ آيَةٍ [٢١]،
[١] .سورۀ محمد(٤٧)آيۀ ١٥.
[٢] .مر:آن.
[٣] .سورۀ دهر(٧٦)آيۀ ٢١.