روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥ - ترجمه
سهّل لك السّبيل و اوضح لك الدّليل،خاشاك از [١]راهت دور كرد و رهنماى بر سر راهت بداشت.
حقتعالى از غايت كرم و نهايت نعم چون تو را تكليفى خواست كردن كه در آن مشقّتى بود،چند عذر خواست و چند لطف كرد:اوّل تو را به نداى شرف و مدحت ندا كرد: يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ،مذهب جماعتى فقها آن است كه:كنايت از عتق، عتق باشد،و از كنايات عتق آن است كه سيّد بنده را به نام[٢٢٠-ر]آزادان برخواند،اگر گويد:يا فلان،و نام آزادان بود آزاد شود.حقتعالى تو را به نام خود برخواند،اميد است كه علامت آزاديت باشد از دوزخ.
عذر ديگر اين است كه:«كتب»گفت به لفظ مجهول،اگرچه او نوشت،حواله به خود نكرد براى آنكه در او رنج است،رحمت كه در او راحت است حواله به خود كرد،گفت: كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلىٰ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ [٢]...،او آنچه رنج تو است [٣]از طاعت به خود حواله نكرد،شرم ندارى [٤]كه آنچه نقص [٥]تو [٦]است از معصيت بدو حواله كنى.
دگر عذر: كَمٰا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ ،تا بدانى كه اين كار كه تو را افتاد پيش از تو ديگران را افتاد.
عذر ديگر: لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ،تا بدانى كه براى تو كنيم [٧]نه براى خود.
عذر ديگر: أَيّٰاماً مَعْدُودٰاتٍ ،تحقير كار مىكند بر تو تا ترغيب در كار او برى.
عذر ديگر: فَمَنْ كٰانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ عَلىٰ سَفَرٍ .
عذر ديگر در آخر آيات: يُرِيدُ اللّٰهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لاٰ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ. [٨]
اىعجب !به يك تكليفى كه صلاح تو است،از تو هفت عذر خواست،هر روز هزار خطا بكنى كه فساد كار تو است،و يك عذر نخواهى! كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيٰامُ ،
[١] .دب+سر.
[٢] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ٥٤.
[٣] .مج،وز،آج،لب:رنج خواست.
[٤] .لب،فق،مر:بدارى.
[٥] .لب:نقيص.
[٦] .اساس:او،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها و فحواى عبارت تصحيح شد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:گفتيم.
[٨] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٨٥.