روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٤ - ترجمه
بادى [١]بود سبك جهنده [٢]،آن را دو سر بود،و روى چون روى آدميان.
مجاهد گفت:لها رأس كرأس الهرّة،سرى داشت چون سر گربه و دنبالى چون دنبال گربه،و دو پر داشت.
وهب منبّه گفت:شكل سر گربهاى بود.[٣٣٣-پ]چون كالزارى [٣]بودى ازآنجا آوازى بيامدى [٤]چون آواز گربه،ايشان را يقين شدى كه ظفر خواهد بودن.
سدّى گفت:در آنجا طستى [٥]زرّين بود.بكّار بن [٦]عبد اللّٰه [٧]گفت:در آنجا روحى بود كه سخن گفتى.چون ايشان را خلافى پديد آمدى،سخنى گفتى كه خلاف ايشان زائل شدى.
عطاء بن ابي رباح گفت:آياتى و علاماتى بود كه ايشان شناختندى [٨]و ساكن شدندى به آن.قتاده و كلبى گفتند:«سكينه»فعيله باشد من السّكون،اى طمأنينة، يعنى هر جاى كه تابوت بودى ايشان را به آن تسلّى و طمأنينه بودى.ربيع گفت:
سكينة اى رحمة من ربّكم.
و قوله: بَقِيَّةٌ ،فعيله من البقاء،و«ها»براى مبالغه است. مِمّٰا تَرَكَ آلُ مُوسىٰ وَ آلُ هٰارُونَ ،مفسّران گفتند:«آل»صله است اين جا،مراد آن است كه:ممّا ترك موسى و هارون،چنان كه جميل گفت:
بثينة من آل النّساء و انّما
يكنّ لأدنى لا وصال لغائب
اراد من النّساء.و«آل»در لغت نيز شخص [٩]باشد روا بود كه ممّا ترك شخص موسى و هارون.و«آل»در جز اين جايگاه سراب بود،و اصل«آل»اهل بوده است ابدال كرده[اند] [١٠]«ها»را به همزه لقرب مخرجيهما [١١]،نبينى كه چون تصغير كنند
[١] .كذا:در اساس و همۀ نسخه بدلها،چاپ شعرانى(٢٩٧/٢):مارى،قرطبى ٢٤٩/٣:ريح.
[٢] .اساس:به صورت«جمنده»هم خوانده مىشود.
[٣] .مج،وز،آج،فق،مب،مر:كارزار،دب:كارزارى.
[٤] .دب:بر آمدى.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:طشتى.
[٦] .لب،مب:زرّين بود نگارين.
[٧] .آج،فق،مب،مر:عبد اللّٰه بن عبّاس.
[٨] .لب،فق،مب،مر:ساختندى.
[٩] .آج،لب،فق،مب:شخصى.
[١٠] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[١١] .وز،آج،لب،فق:مخرجيها،دب،مب،مر:مخرجهما.