روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٨ - ترجمه
وَ لِلْمُطَلَّقٰاتِ مَتٰاعٌ بِالْمَعْرُوفِ ،سعيد بن المسيّب گفت:اين آيت منسوخ است بقوله تعالى: فَنِصْفُ مٰا فَرَضْتُمْ [١]،و به نزديك ما اعتبار كنند اگر هر دو آيت به يك جا آمده باشند [٢]مخصوص بود و منسوخ نبود،و اگر آن آيت پيش از اين [٣]آمده باشد اين منسوخ بود براى آنكه به نزديك ما متعه آن را واجب باشد كه مدخول بها و مفروض لها نباشد [٤]اگر او را مهرى معيّن كرده باشند قبل الدّخول نيمه آن واجب باشد او را،و بعد الدّخول جملة،-چنان كه شرح داديم پيش از اين.
و سعيد جبير و ابو العاليه و زهرى گفتند:تكرار [٥]متعه براى آن [٦]كرد كه در آيت اوّل متعه آن را نهاد كه غير مدخول بها باشد،و در اين آيت متعه واجب كرد جمله مطلّقات را بر عموم،و در اين آيت زيادت فايدتى هست و اين مذهب ابو حنيفه است.
امّا مذهب ما و مذهب شافعى آن است كه:متعه الّا غير مدخول بها و غير مفروض لها الصّداق [٧]را نباشد.
و ابن زيد گفت:سبب تكرار آن است كه چون خداى تعالى آيت متعه فرستاد من قوله: فَمَتِّعُوهُنَّ [٨]...،بعضى مردمان گفتند:اگر خواهيم بكنيم،و اگر خواهيم نكنيم [٩]،اين تبرّعى است از ما،خداى تعالى اين آيت فرستاد و بيان كرد كه:اين واجب است بر جمله متّقيان يعنى [١٠]مؤمنانى كه اتّقاء كنند از شرك،يعنى بر جمله مسلمانان.
و وجهى ديگر آن است كه،إياس بن عامر روايت كرد از اميرالمؤمنين علىّ -عليه السّلام-كه او گفت:
لكل مؤمنة مطلقة حرة او امة متعة ،هر مطلّقۀ [١١]را كه نه مدخول بها باشد اگر آزاد بوده باشد [١٢]يا بنده [١٣]او را متعه رسد،و اين آيت بخواند،و اين
[١] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٢٧.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:باشد.
[٣] .مج،وز،دب:پس از اين،آج،لب،فق،مر:پس اين،مب:ندارد.
[٤] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:باشد.
[٥] .لب،فق،مب،مر:يكى از.
[٦] .مب،مر+ذكر.
[٧] .دب:الصّدقات،مج،وز،آج،لب،فق،مب،مر+او.
[٨] .سورۀ احزاب(٣٣)آيۀ ٤٩.
[٩] .مج،آج،لب،فق،مب،مر،عبارت:«اگر خواهيم نكنيم»را ندارد.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها+بر.
[١١] .مطلّقۀ/مطلّقهاى.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:آزاد بود.
[١٣] .مج:اگر برده،وز،دب،آج،لب،فق:و اگر برده،مب،مر:و اگر بنده.