روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٠ - ترجمه
و زن را عدّت بايد داشتن.
و حجّت ما و شافعى ظاهر قرآن است،و شريح گفت-چون او را از اين پرسيدند كه [١]:در كلام خداى نمىبينم جايى كه درى بسته است و پردهاى فروگذاشته است،و شريح به مذهب علىّ-عليه السّلام-حكم كردى [٢]،و اين مذهب عبد اللّٰه عبّاس است.
و گفتند:اين آيت ناسخ است آن آيت را كه در سورة الاحزاب هست من قوله تعالى: يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذٰا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِنٰاتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ فَمٰا لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَهٰا فَمَتِّعُوهُنَّ وَ سَرِّحُوهُنَّ سَرٰاحاً جَمِيلاً [٣]، به ايجاب نيمه صداق در اين آيت حكم متعه منسوخ كرد.
و اولىتر آن باشد كه اين آيت را مخصّص آن گويند و ناسخ [٤]نگويند،براى آنكه در سورة الاحزاب نگفت كه آن زن مفروض لها باشد،و چون چنين بود روا بود كه حمل كنند آيت را بر آنكه مراد به آيت مطلّقاتىاند غير مسمّى لهنّ،آنگه اين آيت يا مجمل باشد [٥]آيت متعه بيانش بود،يا اين عموم باشد و آن مخصّص باشد اين را و اعتبار با آن افتد.
و اصل«فرض [٦]»قطع بود،و آن حزّه [٧]را كه در چوب كنند [٨]چون چوب سر غراره [٩]و مانند آن فرضة [١٠]گويند،و الفرض [١١]اقلّ منه كما انّ القرص [١٢]اقلّ [١٣]من الفرض [١٤]،و فرص [١٥]و فرض [١٦]و قرص و قرض اخوات باشند،و نصف [١٧]ميراث را براى اين
[١] .كى/كه.همۀ نسخه بدلها:گفت.
[٢] .آج،لب،فق:حكم كند.
[٣] .سورۀ احزاب(٣٣)آيۀ ٤٩.
[٤] .مب،مر+آن.
[٥] .مج،ور+و.
[٦] .كذا:ر اساس،همۀ نسخه بدلها:فرض.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز مب:خرّه.
[٨] .اساس:كند،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٩] .كذا:در اساس،مج،وز،دب:عراره،آج:عراضه،لب،فق،مر:عرازه،مب:عزازه.
[١٠] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:فريضه.
[١١] .آج:الفرص.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:الفرض.
[١٣] .دب،آج،لب،فق:اثقل.
[١٤] .مج،وز:القرض،آج:الفرص.
[١٥] .مج،وز،فق:قرض،مب،مر،لب:فرض.
[١٦] .مج:قرص،لب،مر:قرض.
[١٧] .همۀ نسخه بدلها:نصيب.