روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠٣ - ترجمه
حَتّٰى يَبْلُغَ الْكِتٰابُ أَجَلَهُ ،تا آنگه كه نوشته به وقت خود رسد،يعنى تا عدّت به سر آيد و براى آنش كتاب خواند،لأنّها ممّا كتب اللّٰه على النّساء،اى فرض اللّٰه.
وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ ،بدانيد [١]كه خداى داند كه شما چه در دل دارى از وعده نكاح دادن در عدّت زنان پنهان يا عزم بر نكاح،و حملش بر عموم اولىتر باشد،و مراد وعيد و تهديد است. فَاحْذَرُوهُ ،از او حذر كنى،يعنى از معاصى و مناهى او. وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ ،و بدانى كه خداى تعالى آمرزگار [٢]و بردبار است،تعجيل نكند به عقوبت،امهال كند،براى آنكه تعجيل آنكس كند كه ترسد كه فايت شود،و هو القوىّ العزيز القادر المقتدر.
لاٰ جُنٰاحَ عَلَيْكُمْ ،اصل[٣١٢-ر]اين كلمه من جنح اذا مال،بزه و حرج نيست بر شما.خطاب با مردان است كه زن كرده باشند و مهرى معيّن نكرده.
مفسّران گفتند:آيت در حقّ مردى انصارى آمد كه زنى را از بنى حنيفه به زنى كرد و او را مهرى معيّن نكرد،آنگه طلاق داد او را پيش از دخول،خداى تعالى اين آيت فرستاد.چون آيت فروآمد رسول-عليه السّلام-گفت:
متّعها و لو بقلنسوتك، گفت:او را ممتّع [٣]كن و اگر به اين كلاه باشد كه بر سر دارى. مٰا لَمْ تَمَسُّوهُنَّ ، «مسّ»و«مسيس»كنايت بود از جماع.
حمزه و كسائى و خلف خوانند:«تماسّوهنّ»از بناى مفاعلة،براى آنكه مماسّة از هر دو باشد،و مفاعله ميان دو كس بود،و در اين حال بشره هريكى از ايشان مماسّ بود بشره صاحبش را.و باقى قرّاء خوانند:«تمسّوهنّ»بى«الف»از بناى ثلاثى،براى آنكه غشيان از فعل مرد بود نظير قرائت اوّل [٤]قوله: مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسّٰا [٥]نظير قرائت دوم [٦]قوله: وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ [٧].
أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَرِيضَةً ،اى لم تقدّروا و لم تعيّنوا.و«فرض»تقدير باشد،ايشان را مهرى معيّن مسمّى نكرده باشى،يقال:فرض له السّلطان اذا [٨]عيّن له رزقا،و فرض
[١] .لب،فق،مب:بدانى/بدانيد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:آمرزنده.
[٣] .مر:متعه.
[٤] .آج،لب+فى.
[٥] .سورۀ مجادله(٥٨)آيۀ ٣.
[٦] .مب،مر:دويم.
[٧] .سورۀ مريم(١٩)آيۀ ٢٠.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:اى.