روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣ - ترجمه
از اسماى مخصوصه باشد.
حقتعالى خطاب مىكند با مؤمنان،و خطاب با جملۀ مكلّفان است،و لكن چون مؤمنان صلاحيت اين خطاب دارند ايشان را تخصيص كرد [١]به ذكر،چنان است كه [٢]كسى دعوتى كند و جماعتى را بخواند،قومى بيايند و قومى نيايند.آنان را كه آمده باشند به خطاب ادخلوا تشريف دهند [٣]،چه اين تشريف در حقّ غايبان راست نيايد و اگرچه ايشان نيز مدعوّ باشند.حقتعالى به بدايت كار به خطاب عامّ گفت: يٰا أَيُّهَا النّٰاسُ [٤]...، يٰا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ [٥]...،تا جنّى و انسى و مؤمن و كافر و سياه و سپيد [٦]و برّ و فاجر در او داخل باشند.
آنگه گفت: اُعْبُدُوا رَبَّكُمُ [٧]...،خداى را پرستى كه اوّل عبادة اللّٰه معرفته، سر همۀ عبادت و فاتحۀ آن شناخت اوست،آنان كه به اين حلقه در آمدند و پاى در اين خطّه [٨]نهادند به اختيار كردن ايمان،ايشان را مميّز كرد و به خطاب شرف و مدحت با ايشان سخن گفت كه: يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ،اى آمدگان [٩]،اى گرويدگان! در آيى،ناآمده را نگويند درآى،گويند:بياى [١٠].اوّل همه را گفت:بياى [١١]، اُعْبُدُوا رَبَّكُمُ [١٢]...،آنگه آمدگان را گفت:درآى،لا جرم چنان كه اجابت كردند و قدم در حجر حجره تكليف نهادند،فردا ايشان را گويند:از اين تنگ جاى [١٣]برآى [١٤]،و بدين سراى فراخ و فسيح درآى كه: وَ جَنَّةٍ عَرْضُهٰا كَعَرْضِ السَّمٰاءِ وَ الْأَرْضِ [١٥]...،از كوى ملامت به درآى [١٦]و به سراى سلامت درآى، اُدْخُلُوهٰا بِسَلاٰمٍ آمِنِينَ [١٧]،از ره
[١] .دب:گويند.
[٢] .آج،لب،فق:تخصيص كردند اگر چنان كه.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+ايشان را.
[٤] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢١ و ١٩ مورد در ديگر آيات قرآن،مج،وز،دب+بل گفت،آج،لب،فق،مب،مر+بازگفت.
[٥] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ١٣٠،و سوره رحمان(٥٥)آيۀ ٣٣.
[٦] .آج،لب،فق،مب،مر:سفيد.
[٧] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢١.
[٨] .مج،وز:خطر:فق،مر:خط.
[٩] .فق:آيندگان.
[١٠] .وز،آج،لب،مب،مر:بيايى.
[١١] .وز:بيايى/بياييد.
[١٢] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢١.
[١٣] .آج،لب،فق،مب،مر:خانه.
[١٤] .مب:درآييد.
[١٥] .سورۀ حديد(٥٧)آيۀ ٢١.
[١٦] .مب:به درآييد.
[١٧] .سورۀ حجر(١٥)آيۀ ٤٦.