روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٣ - ترجمه
-كائنا من كان-و اين ظاهر قرآن است.
و بعضى ديگر گفتند:معنى آن است كه از اين دوگانه -اعنى مادر و پدر- هركدام مانده باشد [١]نفقه كودك بر او بود، مِثْلُ ذٰلِكَ ،اى مثل ما كان على الأب، مانند آنكه بر پدر بود در حيات او از مزد رضاع و نفقه و كسوت.اين قول بيشتر علماست.
و شعبى و زهرى گفتند: مِثْلُ ذٰلِكَ من ترك المضارّة،بر وارث هم چنين واجب است كه مضارّه[٣٠٧-پ]نكند [٢].
فَإِنْ أَرٰادٰا ،اگر خواهند-يعنى مادر و پدر. فِصٰالاً ،كه كودك را از شير باز كنند پيش از دو سال[ عَنْ تَرٰاضٍ مِنْهُمٰا وَ تَشٰاوُرٍ ،از سر تراضى و مشاورت با يكديگر. فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَيْهِمٰا ،بريشان بزه نباشد،يعنى اگر] [٣]از سر تراضى و موافقت باشد روا بود،و اگر از سر مضارّت باشد روا نبود.و وارث آن باشد كه مستحقّ تركه متوفّا باشد شرعا.و مورّث متوفّا باشد.و ارثوميراث مصدر باشد،و اورثه الشّىء كذا اذا اعقبه بر سبيل تشبيه باشد،چنان كه گويند:اورثه اكل الطّين صفرة اللّون.
و«مشورت»،استخراج الرّأى باشد من قولهم،شرت العسل و اشرته و اشترته اذا استخرجته،قال عديّ:
و حديث مثل ما ذىّ مشار
اى عسل مستخرج،و كذلك:شرت الدّابّة و شوّرتها اذا استخرجت ما عندها من العدو،و آن ميدان را كه اسب را در آن بتازند براى آزمايش آن را مشوار گويند.
وَ إِنْ أَرَدْتُمْ ،اگر خواهى.خطاب با پدران است. أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلاٰدَكُمْ ،كه براى فرزندانتان دايه گيرى تا ايشان را شير دهد،چون مادر شير ندهد،يا بيمار باشد، يا شيرش نباشد،يا آبستن بود،يا مطلّقه بود خواهد كه شوهر كند،يا خواهى كه فرزند پيش شما باشد، فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَيْكُمْ ،بر شما حرجى نباشد چون مزد رضاع مادر بدهى به قدر آنچه شير داده باشد.و گفتهاند:چون مزد [٤]دايه بدهى.و گفتهاند:معنى آن
[١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:باشند.
[٢] .آج،لب،فق،مب،مر:نكنند.
[٣] .اساس،مج،وز:ندارد،با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها و سياق عبارت افزوده شد.
[٤] .مج:مژد.