روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٠ - ترجمه
است.و مراجعت لغوى است در آيت نه شرعى،براى قرينه حال،كه معلوم است به اجماع كه بعد طلاق مردى كه در ميانه طلاق شوهر اوّل او را نكاحى بوده باشد رجعت شرعى صورت نبندد،چه رجعت آن بود كه مرد به طلاق اوّل يا دوم يا طلاقى كه نه باين باشد در عدّت رجعت كند با سر زن آيد به نكاح اوّل.و اين جا نكاح اوّل كجا مانده است تا او رجعت كند با آن نكاح؟پس معلوم شد كه مراد به رجعت در آيت نكاح مجدّد است.
إِنْ ظَنّٰا ،گفتهاند:ان علما،و گفتهاند:ان رجوا،اگر دانند يا اميد دارند و حمل كردن[بر ظاهر] [١]اولىتر بود. أَنْ يُقِيمٰا حُدُودَ اللّٰهِ ،كه حدّهاى خداى به جاى خواهند [٢]داشتن.و مراد به حدود خداى،آن است كه خداى فرموده است هريكى را از رعايت حقّ صاحبش،اعنى زن و شوهرش.
و محلّ «أَنْ» في قوله: أَنْ يَتَرٰاجَعٰا ،نصب است به نزع حرف الجرّ [٣]،و تقدير آن است [٤]:فى أن يتراجعا،اى فى الرّجعة.و چون حرف جرّ نباشد،فعل به مفعول رسد و عمل نصب كند،و كذلك قوله: أَنْ يُقِيمٰا حُدُودَ اللّٰهِ ،ان مع الفعل در محلّ نصب است بوقوع الظنّ عليه.
مجاهد گفت:مراد آن است كه اگر دانند كه نكاح آن نه بر تدليس است،و مراد به تدليس اين جا تحليل است،يعنى حلّه،و اين مذهب سفيان است.و اوزاعى و مالك و ابو عبيده و احمد و اسحاق گفتند:چون زن را سه طلاق دهد و خواهد كه با زن او باشد،او را به شوهرى دگر دهند [٥]،و غرض ايشان تحليل باشد تا شوهر او را [٦]حلال شود،و اين جماعت گفتند:اين نكاح درست نباشد.
و شافعى گفت:اگر در نكاح تحليل شرط كند نكاح فاسد بود،و اگر شرط نكند درست باشد،و اين شرط اگر از پيش عقد نكاح كند نكاح باطل نباشد.
نافع گفت:مردى به نزديك عبد اللّٰه عمر آمد و گفت:مردى زن را سه طلاق باين
[١] .اساس،دب:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .آج،لب،فق،مر:خواهد،مب:بايد.
[٣] .مج،وز،آج،لب،مب:نزع خافض.
[٤] .مب+كه.
[٥] .دب:ندارد،ديگر نسخه بدلها:دهد.
[٦] .دب:ندارد،ديگر نسخه بدلها:اوّل را.