روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٣ - ترجمه
چهار حالت باشد:يكى آنكه تميز داند [١]و فرق از ميان اين خونها كه حيض و استحاضه بود برآن كار بايد كردن.
دوم آنكه:تميز نداند و مشتبه شود بر او،بر عادت زنانى كه خويش [٢]او باشند كار كند.سيم [٣]آنكه:خويش ندارد،بر عادت زنانى كه بر سنّ او باشند كار كند.
چهارم آنكه:نه خويشان دارد [٤]و نه همسالان.از ماه اوّل سه روز نماز رها كند،و از ماه دوم ده روز كه اين اكثر حيض است و آن اقلّ،يا نه،از هر ماهى هفت روز نماز دست بدارد،مخيّر است او از ميان اين هر دو.
و آنكه مبتدأ نباشد او را نيز چهار حال است:يكى آنكه او را عادتى باشد بىتمييز برآن كار كند.دوم آنكه:او را عادت باشد و تمييز باشد [٥]بر عادت كار كند.سيّم [٦]آنكه:او را تمييز باشد بىعادت،بر تمييز [٧]كار كند.چهارم آنكه:او را عادت و تمييز [٨]نباشد از هر ماه هفت روز نماز نكند،اين جمله مذهب ماست،و مذهب ابو حنيفه و اهل عراق در اقلّ و اكثر ايّام حيض موافق مذهب ماست.و همچنين مذهب حسن بصرى هم اين است.و مذهب شافعى و اهل مدينه آن است كه:اقلّ حيض شبانروزى بود و بيشترش پانزده روز.و بعضى فقها را مذهب آن است كه:آن را حدّى محدود نيست،ما دام تا خون بيند حايض باشد،نماز نكند.
و اقلّ طهر ده روز بود،و جمله فقها خلاف كردند،گفتند:پانزده روز باشد و در آن حكمهاى بيستگانهاى،در بيشتر مسائل شافعى موافقت كرد ما را.
و مالك[٢٨٥-پ]خلاف كرد در قرائت قرآن،گفت:اگر مدّت دراز شود و ترسد از فراموشى روا بود كه خواند،امّا دخول المساجد،و مسّ المصحف،و كتابة القرآن،و اعتكاف،و طواف،و نماز،و روزه،و وجوب قضاى روزه دون نماز،شافعى و بيشتر فقها موافقت كردند.
امّا در كفّارت وطى حايض در اوّل دينارى،و [٩]ميانه نيم دينار،و آخر دانگى
[١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:نداند.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:خويشان.
[٦] [٣] .مج،وز:سهام.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:خويشان باشند او را.
[٥] .اساس:نباشد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] [٧] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:تميز.
[٩] .همۀ نسخه بدلها بجز دب:و در.