روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٦ - ترجمه
بردند كه آن را كه جرمى كرده باشد و جنايتى و كارى به خلافت شرع،پيرهنى خلق بر او تباه نكنند [١]،و تعليل به اين كردند كه خداى فساد دوست ندارد،نمىدانم تا چگونه روا مىدارند گروهى كه هر فساد كه در جهان هست همه نسبت و حوالت و اضافت به ساير وجوه و حقايق،به خداى كنند از خلق و فعل و احداث و انشاء و قضا و قدر و ارادت،تعالى اللّٰه عن ذلك علوّا كبيرا.
وَ إِذٰا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللّٰهَ ،آنگه حقتعالى بيان كرد حال اين كافر منافق چون او در زمين گناهى [٢]كند از اهلاك زرع و نسل او را وعظ كنند و به خداى بترسانند و گويند:از خداى بترس. أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ ،اى حملته عليه،آن عزّت و منعت و حميّت جاهليّت كه در دلودماغش باشد حمل كند او را بر آنكه بتر كند چون نام خداى شنود،و گفتهاند: أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ ،اى للاثم الّذي في قلبه.پس«با»به جاى«لام»بنهاد،كقول عنتره.
و كأنّ ربّا او كحيلا معقدا
حشّ الاماء به جوانب قمقم
اى حشّ الاماء له.
فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ ،او را دوزخ بس است به جزاى گناهى. وَ لَبِئْسَ الْمِهٰادُ. اى الفراش[٢٦٢-پ]،و بد بسترى است او را آن جايگاه،و براى آن«مهاد»و «فراش»خواند كه جاى ايشان برآن جايگاه باشد [٣]،و از آن مفارقت نبود ايشان را چون مرد خفته كه ملازم بستر باشد.
عبد اللّٰه مسعود گفت:از جمله كباير بزرگ آن است كه كسى كسى را گويد:
اتّق اللّٰه،از خداى بترس،او گويد:عليك بنفسك،به جواب اين گويد كه:تو برو و نفس خود را نگاه دار.
و در خبر است كه اميرالمؤمنين [٤]-عليه السّلام-در اين آيت و ما بعدها گفت:
اقتتل الرّجلان و ربّ الكعبة، عبد اللّٰه عبّاس از او بنشنيد و بياموخت [٥].يك روز در
[١] .مج،وز،آج،لب،فق،مب،مر:نكند،دب:كنند.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:فسادى،اساس در بالاى كلمه حرف«ف»را افزوده است.
[٣] .دب:برآن شد.
[٤] .فق،مب،مر+على.
[٥] .دب:و ياد گرفت.