روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٣ - ترجمه
گرانبارتر باشى تو را [١]به بود براى آنكه اين جا بار بر پشت شتر باشد،و آنجا بر گردن تو باشد،اين جا زاد بر راحله باشد و آنجا زاد خود راحله باشد،اين جا اگر راحلهئت [٢]نبود و زادت نبود از تقوى زادى ساز و از پاى خود راحلهاى ساز [٣]،اگرت رحلى نبود به نعلى قناعت كن،چنان كه گفت[٢٤٨-ر]:
و حبيت [٤]من خوص الرّكاب بأسود
من دارش [٥]فعدوت أمشى راكبا
و اگر هيچ دانى [٦]كه از توكّل زادى سازى و از هواى نفس راحله و آن زاد توكّل بر گردن اصطبار نهى و پاى قهر به پشت هواى نفس در آرى،چو [٧]او را پست كرده باشى انگار كه راه بريدى،هرچه [٨]راحلهيت [٩]در زير تو ضعيفتر باشد،تو راه حق به سپرى به عكس راحله حاجّ كه هرچه او قوىتر باشد ايشان ايمنتر باشند،و چون سستى كند ايشان بترسند و خائف شوند.خطر ايشان در ضعف راحله باشد،و خطر تو در قوّت راحله تو،و أنت براحلتك احجى من الحاجّ برواحلهم،انت أحجى لو استعملت الحجى.اگر عقل دارى تو را اين به است.آنكه راه حج سپرد زاد او حاضر بايد،و تو چون راه حق سپرى،از زاد اين راه به نيستى [١٠]قناعت كن [١١].
تو را اگر همى راه حق جويى اوّل
طلب كرد بايد سبيل الرّشادى
پس از نيستى زاد آن راه سازى
كجا [١٢]بهتر از نيستى نيست [١٣]زادى
بيش از آن نبود كه چون از نيستى زاد سازى نيست شوى.و همۀ هستى در تحت آن نيستى هست،و همۀ وجود در ضمن آن عدم،و همه اثبات در ميان آن انتفاء، لا جرم چون چنين كنى هم حاجى باشى [١٤]هم غازى،پايه جهاد بيش از پايه حجّ
[١] .همۀ نسخه بدلها بجز فق+آسانتر بود و آنجا هرچه سبكبارتر باشى تو را.
[٢] .راحلهئت/راحلهات،مر:راحليت.
[٣] .مب:راحله كن.
[٤] .و حبيت،وز،آج:وجيت،دب،لب،فق،مب،مر:و حيث،چاپ شعرانى(١١٩/٢):و قنعت.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:دارش.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:توانى.
[٧] .آج،مب:چون.
[٨] .مر:هرچند.
[٩] .راحلهيت/راحلهات.
[١٠] .مج:نبينى،وز دب:نبستى.
[١١] .همۀ نسخه بدلها بجز مج،وز:كنى،آج+شعر.
[١٢] .اساس:روى كلمه خط كشيده شده و به دست خوانندهاى نااهل به صورت«ترا»تصحيح شده است.
[١٣] .مر:هست.
[١٤] .مب،مر+و.