روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٦ - ترجمه
شعبى و مجاهد و حسن و مذهب ماست،و روايت محمّد بن علىّ الباقر -عليهما السّلام.و بر قول بعضى دگر،و آن عطا و ربيع و طاوس و ابن شهاب است،نه روز از ذوالحجّه،چه بر قول ايشان وقوف [١]به عرفات واجب است [٢]به مشعر واجب نيست [٣]،حجّ درست بود بىآن،و به نزديك ما وقوف به موقفين واجب است،و از جمله اركان است،و حقتعالى عبارت كرد از دو ماه و ده روز به«اشهر»و آن جمله قليل است،و اقلّ جمع بر مذهب درست سه باشد،آن ده روز را به يك ماه برخواند براى آن فعلى در بعضى از او [٤]واقع است،و چون فعل [٥]در بعضى [٦]روز يا ماه واقع باشد عرب اضافت با جمله ماه يا روز كنند [٧]،گويند:خرجنا يوم الجمعة و في اوائل الشّهر و فى النّصف الاوّل منه و شهر كذا و قدمنا مكّة يوم التّروية،و اگرچه اين خروج در بعضى از روز و بعضى از ماه بوده باشد.
و امّا شوال،اگرچه بسيار مردمان باشند كه در اين ماه در راه حجّ نباشند در ساز و اهبت [٨]و نيّت حجّ باشند،براى آن شوّال را ماه حجّ خواند [٩]،و آنان كه از اقاصى [١٠]بلاد آيند ايشان خود [١١]در راه باشند،و آن از جمله افعال حجّ بود براى آنكه قضاى مناسك بىقطع مسافت ممكن نباشد.
و براى آن«معلومات»گفت،كه اين جمعى باشد كه هريكى از وحدان او مؤنّث باشد،و اين جا نه چنين است بل كه [١٢]«شهر»مذكّر است،پس«معلومة» [١٣]بايست تا گفتى [١٤]،و لكن چون«شهر»مشتمل باشد على [١٥]ايّام و ليال [١٦]،بر روزها و شبها-و آن جمع بود و جمع مؤنّث-هر ماهى را از روى معنى بر تقدير مؤنّثى بنهاد،چون جمع كرد ماه را جمع مؤنّث كرد-از اين وجه كه بيان كرديم.
[١] .مر:توقّف.
[٣] [٢] .مر+و.
[٤] .مج:بعضى روزه،مب:از آن ماه.
[٥] .مب:فعلى.
[٦] .مب+از.
[٧] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:كند.
[٨] .مب:تهيّه.
[٩] .مب:ماه ذىحج خوانند.
[١٠] .مر:اقصى.
[١١] .مب+در اين ماه.
[١٢] .مب:براى.
[١٣] .مج:معلوم.
[١٤] .مب،مر.گفت.
[١٥] .مب:بر.
[١٦] .مب:ليالى.