تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨٨ - منتخباتى از سنگ تراش سن پوان از آلفونس دولا مارتين
اگر تو هيچ چيز براى خودت اندوخته نسازى در پيرى چه خواهى كرد ؟ جواب مى دادم :
من يك برادر و يك خواهر در هوت دارم كه در ايام پيرى از من دستگيرى خواهند كرد ، از اين جهت احتياج ندارم كه در بارهء خود در انديشه باشم ، بلكه خداوند در انديشهء من است . » [١] [ كلود مى گويد ] :
« من و شكايت از خدا ؟ ابدا ابدا كارهاى او بىحكمت نيست ، ولى ما فقط از رنج خويش با خبر مى شويم و غايت امر را نمى دانيم . من هميشه تصور مى كنم كه اين بوده است كه قلب مرا چنان درهم بشكند كه به تسليم و رضاى او اين مشقات را از پدر آسمانى بدانم ، پرستش كامل را درك كنم و ارادهء خود را مقهور ارادهء او بدانم .
همان طور كه مى گوييد آرزوى شما در زير دست تقدير خم شده است ، ولى آيا مانند فنرى كه بر بروى آن فشار مى آيد اگر دست تقدير برداشته شود دو باره راست نمى گردد ؟ چرا با اين فرق كه اگر آرزوهاى ما در اين دنيا عملى شود ، عاصى محسوب مى شويم ، ولى اگر در آن دنيا باشد به بهشت رسيدهايم .
به عقيدهء شما مقصود از بهشت چيست ؟ اراده و مشيت الهى چه در زمين و چه در آسمان .
اما اگر اين اراده در آسمان هم شما را از محبوب خود جدا سازد ، چگونه خواهد بود ؟ بسيار خوب ، باز هم صبر خواهم كرد و تا ابد بدون آن كه شكايتى كنم صبر خواهم كرد تا بالاخره خداوند بگويد :
[١] سنگتراش سن پوان ، ص ١٦٢ - ١٦١ . .