تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨٦ - منتخباتى از سنگ تراش سن پوان از آلفونس دولا مارتين
مى گويد ] :
« روزهاى يك شنبه كتابهاى دعا و تواريخ قديم را براى من مى خواند و من گوش مى دادم و هر روز خداوند به تعظيم وامى داشت و بعضى ديگر انسان را براى مردمى كه صاحب حشم و آب و خاك بوده و مثل ما در اثر حادثهاى بد بخت شده بودند به گريه مى انداخت و بعضى بىاعتبار به نظر مى رسيد ، زيرا از چندين خدا حرف مى زد و از عروسى آنها با دختران زمين حكايت مى كرد و از خدعه و آزارى كه فلان خدا در بارهء خداى ديگر و يا در بارهء بشر روا داشته سخن مى راند . » [١] [ كلود ] :
« اين بود كه به خود مى گفتم : پس ارادهء الهى اين است كه روح ما هم مانند جسم كار كند و غذاى خود را بجويد ، زيرا دانه هاى حقيقت را خداوند در برابر روح ما با كاه خرافات آميخته است .
اين موضوع مرا متعجب مى ساخت ، ولى هرگز گمراه نمى كرد ، زيرا خداوند دانا است و آن چه آفريده است مى داند براى چيست .
ممكن است اين موضوع را براى آن قرار داده باشد كه ما هميشه در باره او فكر كنيم و در جستجو باشيم و به طرف معرفت برويم ، زيرا اگر در همان قدم اول به معرفت او نايل مى شديم ديگر جلو نمى رفتيم . خلاصه آن كه زندگى يعنى جستجو ، مع ذلك انسان در طى زمان به حقايق و مقدماتى مى رسد كه در مدت قرنها گرسنگى او را در تحصيل حقايق اشباع مى كند . » [٢] [ كلود ] :
« چون من از مذاهب ديگران خبرى نداشتم ميزانى براى تشخيص مذاهب الهى پيدا كرده و با خود گفتم :
[١] سنگتراش سن پوان ، ص ١٦٠ - ١٥٩ . .
[٢] سنگتراش سن پوان ، ص ١٦٠ . .