تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨٧ - منتخباتى از سنگ تراش سن پوان از آلفونس دولا مارتين
در تمام اينها عقايد غلط و صحيح با هم آميخته است ، باين معنى كه قسمتى از آنها را خداوند فرستاده و قسمتى را مردمان جعل كردهاند و تميز اين دو قسمت از يكديگر حتى براى مردمان ناچيز هم خيلى آسان است و فقط كافى است كه با وجدان خويش به تشخيص نيك و بد بپردازد و نيكى را از خداوند چو بدى را از بشر بداند . همان طور كه نور موجد ظلمت نيست و همان طور كه افعى از كبوتر نمى زايد حقيقت نيز ممكن نيست كه موجد بدى باشد ، پس هر گاه مذهبى يافت شود كه ما را به كينه و ظلم و اذيت و هلاك آدميان تحريض كند ، به هيچ وجه ممكن نيست كه از جانب خدا باشد و هر گاه مذاهبى يافت شود كه ما را به مودت خويشان و دستگيرى بيگانگان و شفقت و فدا كارى و پرستش خداى واحد دعوت كند ، مسلماً از جانب خداوند است . من دلم به حال كسانى كه مذهب نوع اول را دارند مى سوزند ، ولى در خيال آزار آنها نيستم و با صاحبان مذهب نوع دوم ، هم عقيده خواهم شد و به موافقت آنها به پرستش خداوند خواهم پرداخت . » [١] [ كلود با خود مى گويد ] :
« اما همين اندازه كه به او فكر كنى و موقع بيدار شدن و خوابيدن و استراحت به دعا بپردازى كافى نيست ، بلكه بايد نشان بدهى كه تو خدمتگزار با وفاى او هستى و چيزى جز نان خويش توقع ندارى و پاداش خود را به كسانى كه از تو ضعيفتر يا محتاجترند مى دهى .
شما نمى توانيد تصور كنيد كه اجرت روزانهاى كه خداوند در دل من به من مى داد چقدر از اجرت ارباب يا كار فرما بهتر و بيشتر بود و به نظر من مى رسيد كه به پاداش پولى كه نمى گرفتم و يا پولى را كه مى گرفتم تا براى مجروحان و بيماران و زنان و كودكان و پدران و مادران عليل و از كار افتادهء همكارانم ببرم ، از دست خداوند زر و سيم انعام مى گرفتم و اين موضوع باعث تشويق و دل دارى من مى گرديد و وقتى كه رفقا به من مى گفتند :
[١] سنگتراش سن پوان ، ص ١٦١ . .