تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٧ - منتخباتى از سنگ تراش سن پوان از آلفونس دولا مارتين
را به همين منظور آفريده است :
- شما تمام جهانيان را دوست داريد ؟ - بلى من همگى را دوست مى دارم و اگر عدهء ديگرى را نيز مى شناختم ، آنها را هم دوست مى داشتم . نمى دانم خداوند قلب مرا چگونه آفريده است كه با وجود اين كه هميشه از محبت مردم مملو است باز گويى خالى است و براى پذيرفتن محبت بيشترى جا دارد . » [١] [ كلود در پاسخ او مى گويد ] :
- شايد همينطور است كه مى گوييد . درهرحال قلب مرا هيچ محبتى اشباع نمى كند . اگر خداوند مهربان كاينات يك جهان را در قلب من بريزد تا آنها را دوست بدارم باز تصور مى كنم كه هنوز براى عشق ورزيدن به دنياهاى ديگر جا داشته باشد . بالاترين نعمتى كه خداوند در عالم آفرينش ، مخصوصاً به ما مردمان فقير و گوشه گير عطا فرموده است ، احساساتى است كه به وسيلهء آن همه كس و همه چيز را دوست مى داريم . اين احساسات مانند چشمهء گرم جوشانى است كه پيوسته از قلب به هر سو جارى مى شود و همه جا را سيراب مى كند و هرگز جريانش قطع نمى گردد . همين نعمت الهى را نيك سيرتان رحمت الهى مى گويند . اين رحمت براى مفلوكين ، براى پير زنان ، براى خردان ، براى بزرگان ، براى حيوانات ، براى نباتات و حتى براى زمين و ستارگان وجود دارد و اگر اين موجودات هوش و يا حس ضعيفى مى داشتند و اين رحمت را احساس مى كردند ، مانند ما به زبان خود فرياد مى زدند و ايمان مى آوردند . اما متأسفانه گمان مى كنم كه اين احساسات را خداوند فقط در افراد بشر آفريده است و واقعاً اگر اين احساسات محبت آميز در ما نبود و يكديگر را دوست نمى داشتيم ، در اين دنياى سراسر محنت كار ما به كجا مى كشيد ؟ [٢]
[١] سنگتراش سن پوان ، ص ٦٥ . .
[٢] سنگتراش سن پوان ، ص ٦٧ . .