تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٧٨ - تفسير ابيات
يك نحوى مى گفت : ضرب زيد و عمراً ، شخص احمقى شنيد و گفت : عمرو كه جرمى نداشت اين چه ضرب و تاديب است كه زيد در حق او روا داشته است ؟ نحوى گفت : اين جمله كه مى گويم پيمانه و قالب معنا است ، دانهء اين پيمانه را بگير و خود پيمانه را بينداز .
زيد و عمرو در جملهء مزبور براى نشان دادن اعراب است كه فاعل مرفوع و مفعول منصوب است ، اگر زدن زيد عمرو را دروغ است ، تو با نظر به اعراب آن را براى مثال بپذير . آن شخص اعتراض كننده قانع نشد و بار ديگر گفت : من از اين حرفها كه تو مى زنى سر در نمى آورم ، بگو ببينم : چرا زيد عمرو را بىگناه و بىخطا زده است ؟ بىچاره نحوى مجبور شد كه در پاسخ اعتراض كنندهء احمق لغو گويى كند ، گفت : زيد بدان جهت عمرو را زد كه يك و او دزديده بود ، زيد چون از دزدى عمرو آگاه شد ، او را گرفت و زد ، چون عمرو از حد تجاوز كرده بود لذا سزاوار حد خوردن بود .