تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٦٩ - تفسير ابيات
مانده بود و فقط واترلو و جزيرهء سنت هلن ابراز آن را به عهده گرفته بود .
تفسير ابيات اگر تو با جان من آشنايى دارى ، ادعاى با معناى مرا مجرد دعوى تلقى نخواهى كرد . مثلًا :
اگر در نيمهء شب در نزد تو باشم و بگويم : من پيش تو هستم ، پس از تاريكى شب مترس ، زيرا من خويشاوند تو مى باشم ، اگر چه در جملهء فوق دو ادعا كردهام كه در ظاهر دليلى ندارد ، اما هم صداى مرا از نزديك مى شنوى و هم لهجهء خويشاوندى را تشخيص مى دهى . اگر چه خبر دادن از نزديك نشستن و خويشاوند بودن ، دو ادعاى مجرد است ، ولى براى يك انسان خوش فهم داراى معنى و همراه با دليل است . دليلى كه دو ادعاى مزبور را اثبات مى كند :
اول - نزديكى صدا است كه شاهد نزديك نشستن است .
دوم - لذت آوازى است كه از صداى خويشاوند در انسان ايجاد مى گردد و بالعكس مرد احمق به جهت نداشتن درك و الهام ، بانگ بيگانه را از خويش نمى تواند تفكيك كند ، لذا گفتار خويش در نزد مرد احمق ادعايى است كه دليل ندارد . همان ادعا در نزد مرد هشيار و زيرك كه درونش از انوار معرفت روشن است ، داراى معنى و دليل مى باشد .
اگر يك عربى زبان با جملهء عربى بگويد كه من لغت عربى را مى دانم همين گفتن با اين كه يك ادعاى مجرد است ، ولى چون گفتارش با لغت عربى بوده است ، لذا ادعاى او را ثابت مى كند .
اگر يك نويسنده قلم برداشته روى كاغذ بنويسد : من مى توانيم بنويسم و بخوانم ، جملهء مزبور كه روى كاغذ نقش مى بندد ، اگر چه ادعاى مجرد است ، ولى