تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٦٨ - خردمندان هشيار جوامع از قيافه و صدا و حركات پيامبران به ارتباط آنها با ما وراى طبيعت استدلال مى كردند و معجزهء ديگرى نمى خواستند
اين شخص ( محمد صلى الله عليه و آله ) ادعا مى كند كه خداوند به وسيلهء من طرق و وظايف شما را نشان مى دهد .
اين محمد صلى الله عليه و آله دروغگو نيست ، مقام پرست و شهوتران هم نيست ، در زندگانى او خطايى ديده نمى شود ، به گفته هاى خود ايمان دارد و تصميم قطعى گرفته است كه رسالت خود را تبليغ كند ، اگر در نسبت دادن خود به خدا دروغ مى گفت يا ايمان نداشت در ٢٣ سال كه نبوت او ادامه داشت و در تمام جزئيات زندگانيش با مردم شب و روز در تماس بود ، حد اقل براى چند بار از گفته ها و كردارهايش خلاف انتسابش به خدا ثابت مى گشت .
لهجه و اداى كلمات و كيفيت ابراز رسالتش به طورى است كه گويى آن چه را كه مى بيند و لمس مى كند و باز گو مى كند و كردارهايش از روى ديدن و لمس كردن است .
گروهى از خردمندترين افراد جامعه و نوابغ مردم ، مانند على بن ابى طالب عليه السلام و سلمان فارسى و مقداد . . . ، و ده ها اشخاص هشيار از روى ايمان به صدق دعواى پيامبر به او گرويدهاند . . . اينها عدهاى از قرائن و شواهد هستند كه وقتى براى يك شخص هشيار جمع شد ، يقين پيدا مى كند كه رسالت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به خدا مستند است .
همين مسئله در رهبران معمولى بشرى نيز كاملًا ديده مى شود ، مثلًا گرويدن مردم فرانسه به ناپلئون بناپارت به آن مرتبه شديد كه تاريخ نشان مى دهد ، مخصوصا گرويدن لشكرىها و كشورىهايى كه به طور مستقيم با ناپلئون در تماس بودند ، مستند به منطق رياضى و يا قياسات ارسطويى قطعى نبود ، بلكه شواهد و قراينى در قيافه و چشمهاى جذاب ناپلئون و كردارهاى جزيى و كلىاش وادار مى كرد كه مردم فرانسه او را يك مرد وطن پرست و ما فوق همهء فرانسوىها كه ايده آلى جز خدمت به فرانسه نداشته است بپذيرند .
اگر چه بلند پروازىهاى ناپلئون در دوران اوج قدرتش براى مردم پوشيده