تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٧٩ - همهء آن پديده ها كه در سطح روان روح در جريان است ، مانند پوست ميوهاى است كه از باغ پشت پرده طبيعت جدا شده و به راه افتاده است
((٣٢٩٧)) قشرها بر روى اين آب روان از ثمار باغ غيبى شد دوان
همهء آن پديده ها كه در سطح روان روح در جريان است ، مانند پوست ميوهاى است كه از باغ پشت پرده طبيعت جدا شده و به راه افتاده است مضمون بيت فوق تمام نمودها و فعاليتهاى روانى را به پشت پردهء طبيعت مستند مى سازد . در بارهء اين استناد ما مى توانيم چهار احتمال را متذكر شويم :
احتمال اول - اين كه هر گونه فعاليت و نمود روانى اگر چه در نظر ما جز انعكاسى از فعاليتها و نمودهاى طبيعى چيز ديگرى نمى باشد ، از آن جهت كه به خود روح وابستگى دارد ، و روح آدمى شعاعى از پرتو لا يزالى است ، لذا براى درك حقيقت اين پوستها ( فعاليتها و نمودها ) بايستى خود روح را درك كنيم كه ماهيتش يك امر غيبى است ، چنان كه اگر بخواهيم حقيقت يك معلول را بفهميم ، مجبوريم كه حقيقت علتش را به دست بياوريم .
احتمال دوم - اين است كه فعاليتها و نمودهاى قلمرو درونى انسان اگر چه معلول خود روح هم نباشد ، بدان جهت كه پيرو قوانين طبيعى قلمرو برونى نيست ، بلكه براى خود اصول و قوانين مخصوص دارد ، لذا در مقابل پديده هاى برونى طبيعى مانند امور غيبى مى باشد كه براى درك و شناخت آنها راهى جز ارتباط مستقيم با شهود درونى نداريم .
احتمال سوم - اين است كه چنان كه ميوه مانند نتيجه و هدف اصلى از وجود آمدن پوست است ، همچنين ميوه هاى فعاليتها و نمودهاى روحى است كه باعث بروز آنها گشته است ، اين ميوه ها نمود فيزيكى ندارد ، بلكه آنها در عالم غيب تعيين و تثبيت شده است و آن چه را امروز در سطح جارى روان مشاهده مى كنيم ، جز پوست چيز ديگرى نيست ، ولى بايستى باين مطلب اضافه بشود ، كه همين قشرها و پوستها