تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٨١ - آيا اندوه هاى درون آدمى از كندى جريان روح است ؟
در نتيجه در درون مردان الهى غم و اندوه بدون اين كه توقفى به خود راه بدهد با سرعت مى گذرد . به همين ملاك اگر انبوهى آب و سرعت آن به حد اكثر برسد ، ديگر در سطح آن چيز ديگرى ديده نخواهد شد . چنان كه اشاره كرديم مطلبى را كه جلال الدين در سه بيت فوق مى گويد : از نظر ارزش و تجسيم فوق العادگى دارد ، اما آيا واقعيت هم چنين است ، بايستى تامل بيشترى شود ، زيرا :
١ - چنان نيست كه در سطح روان ما قشرها و صور محدودى به جريان بيفتد و تمام شود ، آن گاه ما بتوانيم خود سطح جارى روح را مشاهده كنيم ، اين همان حقيقت است كه خود جلال الدين صريحا متذكر شده است :
((٣٢٩٦)) روى آب جوى فكر اندر روش نيست بىخاشاك محبوب و وحش
اين مطلب جاى ترديد نيست كه درون ما هرگز از جريان انديشه ها و تداعى معانى و خيالات و تصورات خالى نمى شود .
٢ - مى گويد : سرعت جريان روح باعث است كه در درون مردان الهى غصه و اندوه دوام نمى آورد ، روى همان ملاك زيادى سرعت بايد بگوئيم : شاديهاى طبيعى هم كه در سطح روح مردان الهى در جريان است دوام نمى آورد و اين مطلب غير از آن است كه سعدى مى گويد :
غم و شادى برِ عارف چه تفاوت دارد ساقيا باده بده شادى آن كاين غم ازوست
عدم تفاوت شادىها و اندوه ها ناشى از سرعت جريان روحى نيست ، بلكه از آن جهت است كه روح به جهت تزكيهء نفس و تسلط بر خود دستخوش پديده هاى زود گذر قرار نمى گيرد . آيا اين مقام والا كه هيچ يك از فعاليتها و پديده هاى روحى نتواند در روح اثر كند ، ناشى از شدت و سرعت حركت است يا نه ؟ - مسئله ايست كه در مباحث موج در مجلدات آينده بررسى خواهد گشت .