تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٥٤ - تفسير ابيات
بيت ذيل را بچشيم :
اين دو پيغام مخالف در جهان از يكى دل بر حكايت مى كند
تفسير ابيات با ساده لوحى و خوش گمانىهاى بىاساس در سود آورى و بازار گرم خريد و فروشها منگريد ، ببينيد خسارت نهايى از آن كيست و سود نهايى نصيب چه كسانى خواهد بود ؟ در ظاهر امر ، فرعون و فرعون صفتان دنيا سود مى برند ، اما نمى دانند كه در خسران ابدى غوطه ور مى گردند . آن جا كه خدايت به تو دستور مى دهد كه در اين فضاى پهناور با كرات بىشمارش بنگر ، دو باره بنگر ، بار ديگر دقت كن و تماشا به اين سقف مينا رنگ و روشن اكتفا مكن ، زيرا براى تشخيص و درك اين حقيقت كه خلل و گسستگى در نظام هستى وجود ندارد ، دقت و هوشيارى و نظر كردن و پياپى و مكرر لازم است . با اين كه اين سقف لاجوردين بسيار روشن به نظر مى رسد ، در نتيجه براى درك و فهم اين زمين تيره و تار كاوش بيشتر و نظر زيادتر مورد نياز است .
براى تصفيه و تنقيح حقايق صاف و درست از واقعيتهاى ناصاف ، بايستى عقل و خرد انسانى متحمل رنجها بگردد .
براى نشان دادن حقيقتى كه در دانه يا ريشهء زير زمينى وجود دارد ، زمستان و خزان و تابش شعله زاى تابستان و فصل بهار جان افزا و بادها و ابرها و برقها لازم است تا اين عوارض طبيعى تفاوت ميان حقايق و خواص آن دانه ها و ريشه ها را آشكار بسازد و تا اين زمين خاكى از لعل و سنگ هر چه در نهانگاه خود دارد بيرون بياورد و هر چه كه اين خاك اندوهبار از خزانهء حق و درياى كرم به خود گرفته است با دستور داروغه حسابگر تقدير ، حساب خود را باز پس بدهد و مو به مو شرح نهفته هاى خود را باز گو كند .
اين زمين دزد ( اگر به حال خود گذاشته شود مى گويد ) : من هيچ چيز