تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٥٣ - قهر و لطف ، عوامل ملايم و ناملايمى هستند كه مى توانند پوشيده ها را آشكار كنند
٥ - گروهى از انسانها را شادمانىها تحريك مى كند و موجوديت آنها را به ثمر مى رساند .
٦ - گروه ديگرى هم هستند كه اندوه و سر خوردگى آنها را به هيجان در مى آورد . . . اگر روح انسانى به جهت شدت لجاجت و مقاومت ، تحجر و خاصيت سنگ را پيدا نكند ، در دنيا به حد لازم و كافى آن اندازه عوامل طبيعى و انسانى وجود دارد كه بتواند با ارتباطات گوناگون درون آنها را بنماياند يا از سكون به حركت و از حركت به سكون وادارش بسازد .
اما طبيعىترين و معتدلترين ارواح انسانى آن گروه هستند كه در مقابل هر عامل و انگيزهاى مى توانند نتيجهء مخصوص به آن عامل را در خود به وجود بياورند ، زيرا - روح انسانى براى هر يك از آن عوامل انسانى و طبيعى جنبهء مخصوصى دارد كه مى تواند اثر مطلوب آنها را با آن جنبه به خود بپذيرد .
مثلًا روح انسانى احتياج به حفظ و حراست خود دارد ، از اين جنبه مى تواند ناملايمات را درك و در صدد دورى از آنها باشد . روح انسانى به انبساط و شكوفان شدن نيازمند است ، از اين جنبه بايستى عوامل و انگيزه هاى مناسب را درك و تحصيل نمايد و با اين حال اگر انسان بكوشد و مربيان جوامع بشرى هم اين اصل را در نظر بگيرند كه خود موجوديت روح را به فعليت برسانند و شخصيت را به طورى بپرورانند كه عوامل مؤثر خارجى در جنبه هاى گوناگون روح تدريجاً عليت جبرى خود را از دست بدهند و شخصيت انسانى به آن توانايى برسد كه گام به ما فوق عوامل مزبور بگذارد ، و تأثيرات طبيعى آن عوامل را به سطح طبيعى شخصيت منحصر بسازد يعنى اين تأثير و جريان طبيعى مانعى ندارد كه :
خنده از لطفت حكايت مى كند گريه از قهرت شكايت مى كند
اما تربيتهاى روحى ما بايستى به جايى برسد كه در مسئلهء خنده و گريه طعم