تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٤٥ - تفسير ابيات
« بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَه لِلَّه وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَه أَجْرُه عِنْدَ رَبِّه وَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ . » ٢ : ١١٢ [١] ( آرى ، كسى كه موجوديت خود را به خدا تسليم كرد [ اسلام را پذيرفت ] پاداش او نزد خدايش ثابت بوده ترس و اندوهى براى آنان وجود ندارد ) .
ملاحظه مى شود كه باز همان متن اساسى دين الهى كه در اصطلاح قرآن در همهء دورانها اسلام ناميده شده است مورد مشيت الهى مى باشد . خلاصه آيات فراوانى در قرآن مجيد وجود دارد كه صراحتاً دين رسمى الهى را يك واحد معرفى مى كند و گروه بندى و دسته بندىها را توبيخ و ملامت مى كند .
تفسير ابيات يك صاحب نظر فلسفى مطلبى را كه در ابيات قبل گفتيم ، به نوع مختصرى شرح مى كند ، بررسى كنندهء ديگر مطلب او را جرح و انتقاد مى نمايد ، سومى پيدا مى شود و به هر دو شخص فوق طعنه مى زند ، چهارمى هم سربلند مى كند و از روى ظاهر سازى به جان كندن مشغول مى شود ، هر يكى را كه مى بينى ، مى گويد : راه همين است كه من نشان مى دهم و با اين ادعا مى خواهد اثبات كند كه تنها او است كه از مقصد واقعى اطلاع دارد و خود شايسته انتساب به آن مقصد واقعى است . [ اگر از من بپرسيد ، مى گويم : ] حقيقت اين است كه نمى توان گفت : همهء اين بحث و نزاع و نظريات ، غلط و باطل است و نمى توان گفت : همهء آنها موافق حق و حقيقت است . [ اين پديدهء تضاد را جلال الدين بارها تكرار كرده است كه : ] نمودار شدن باطل بدان جهت است كه رو در روى حق قرار مى گيرد ، حتى آدم احمق هم سكهء خالص را درك كرده است كه سكهء قلب و باطل را به احتمال آن مى خرد . اگر در اين دنيا قلب و باطل وجود نداشت ، نقد خالص مطلوب و در جريان قرار نمى گرفت . اگر در دنيا مطالب راست نباشد ، دروغى تحقق پيدا نمى كند ، پس تحقق دروغ براى آن است كه راستى وجود دارد ، همواره اشتباهاتى كه رخ مى دهد و مردم كج را به جاى راست مى گيرند
[١] سوره بقره ، آيهء ١١٢ . .