تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٤٣ - اختلاف اديان از ديدگاه قرآن
« فَإِلهُكُمْ إِله واحِدٌ ٢٢ : ٣٤ . . » .
( خداى همهء شما يكى است ) .
اين همان اختلاف است كه در مبحث پيشين گفتيم كه مربوط به خصوصيات محيط و زندگى و امكانات آنها بوده است و هيچ ضررى بوحدت اديان الهى كه در قرون و اعصار گذشته به جوامع بشرى عرضه شده است وارد نمى سازد . بنا بر اين مسئله موضوع نسخ فقط مربوط به جزييات عبادات و احكام بوده است ، نه اصول مربوط به متن اديان . در مورد ديگر از قرآن ، اسلام وضع خود را كاملًا روشن ساخته مى گويد :
« قُلْ إِنَّنِي هَدانِي رَبِّي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ، دِيناً قِيَماً مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَما كانَ مِنَ اَلْمُشْرِكِينَ . قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيايَ وَمَماتِي لِلَّه رَبِّ اَلْعالَمِينَ لا شَرِيكَ لَه وَبِذلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ اَلْمُسْلِمِينَ . » ٦ : ١٦١ - ١٦٣ [١] ( بگو به آنان : خداى من مرا به راه راست هدايت فرموده است ، اين راه راست ، همان دين ثابت و مستحكم ملت ابراهيم است كه خالصانه بوده و ابراهيم از گروه مشركين نبوده است . بگو نماز و عبادات يا شريعت من و زندگى و مرگم همه از آن خداوند رب العالمين است ، او شريك ندارد و من به همين نماز و عبادات و شريعت مأمور شدهام من اولين مسلمانم ) .
اين آيه دلالت روشن دارد به همان مطلب كه پيش از اين گفتيم كه اسلام متن اصلى دين الهى را كه در امتداد قرون و اعصار منحرف و مشوش شده بود روشن ساخته است و مى گويد : نياكان شما كه در گذشته وظايفى را به عنوان عبوديت به جاى مى آوردند نمى گويم كار باطل و بىهودهاى مى كردند ، آنان وظايف مقررهء خود را انجام دادهاند همان خداوند كه اصل الهى را از ميان اوهام و خيالات و انحراف بيرون آورده به وسيله من به شما تبليغ مى كند . مى گويد : پس از اين وظايف الهى شما بدين قرار است
[١] سوره انعام ، آيات ١٦١ ، ١٦٢ و ١٦٣ . .