تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٨٥ - جنس و نوع و رابطهء آن دو با يكديگر
جلوهء مشيت الهى است كه به محبوب يعنى خدا مربوط مى شود ، عشقى وجود ندارد ، به دست آوردن اين عشق اگر از راه زيبايى يك موجود معين بوده باشد ، آن موجود با سرعت شگفت انگيزى تيرگى مادى خود را از دست داده و چنان صيقلى و شفاف مى گردد كه انسان عاشق حتى آن موجود را به عنوان وسيلهء حركت يا به عنوان راهى به سوى محبوب هم نمى بيند . او اگر چه در مرحلهء اول از پنجرهء خانه به درون خانه مى نگرد ، ولى اين شخص به درون خانه راه يافته است . زيبايى آن موجود معين به تدريج حالت دور نمايى پيدا كرده وقتى كه مورد توجه عاشق قرار مى گيرد مانند يك مشت خاكستر نمودار مى شود كه در گذشته شعله هاى خود را فرا راه عاشق قرار داده بود و اگر به دست آوردن اين عشق از راه عظمت و جلال يك موجود معين بوده است ، درك همين عظمت و جلال روح عاشق را به جريان مى اندازد و به تدريج حالت صيقلى و شفافيت به خود مى گيرد و عاشق را به ورود به عظمت و جلال مطلق رهنمون مى شود ، اينان هستند كه مى توانند پروانه وار دور شمع محبوب بگردند . اگر اين عشق واقعى به كسى دست بدهد ، از طرف ديگر چون خود محبوب مطلق است كه پيش رفت درك و وصول به زيبايى و عظمت را مى خواهد ، لذا بدون انقطاع عاشق را در اين راه تقويت خواهد كرد . چقدر عالى مى گويد نظامى گنجوى :
اى سرمه كشِ بلند بينان در باز كنِ درون نشينان
((٢٥٨٢)) جنس را بين نوع گشته در روش عيبها بين گشته عين از پرتوش
جنس و نوع و رابطهء آن دو با يكديگر براى توضيح جنس و نوع و رابطه ميان آن دو ، لازم است كه جريانات چهارگانه عقل انسانى را در روشى كه در بارهء معقولات دارد متذكر شويم :
جريان اول - از فرد به كلى . عقل در اين جريان پس از آن كه افراد و